|
شما در حال خواندن ...
واحد درسی, تحلیل و تفسیر

نگاهی دیگر: خاتمی؛ آماج تیرها از دو سو | اکبر گنجی

در جهان سیاست، سه مقوله را باید از یکدیکر تفکیک نمود. اول- منطق سیاسی عامل/کارگزار/فاعل. دوم- پیامدهای ناخواسته ی کنش های جمعی عاملان. سوم- تجویز منطق کارگزار از سوی مفسر/تحلیل گر.

مقاله حاضر ناظر به منطق سیاسی محمد خاتمی و پیامدهای ناخواسته آن- به شرط موفقیت- است. تجویز یا عدم تجویز منطق وی خارج از محل نزاع کنونی است.

منطق سیاسی خاتمی

محمد خاتمی یک اصلاح طلب است. او پرچمدار «اصلاح طلبی خمینی محور» است. هیچ گاه به دنبال بسیج اجتماعی مردم نبود. هدف او شرکت در انتخابات، پیروزی در آن و اصلاح ساختار سیاسی در چارچوب قانون اساسی است. انتخابات موجود را، با همه انتقاداتی که بر آن وارد می داند، تاکنون متقلبانه نخوانده است.

او انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 را برگزار کرد که به شدت مورد اعتراض مهدی کروبی و حتی اکبر هاشمی رفسنجانی قرار گرفت. آقای کروبی به صراحت آن انتخابات را متقلبانه اعلام کرد و در اعتراض حکم عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام را به آیت الله خامنه ای بازگرداند. آقای هاشمی رفسنجانی هم وقتی دید صدای اعتراضش در ساختار سیاسی گوش شنوایی نمی یابد، اعلام کرد که شکایت خود را به خداوند واگذار می کند. اما محمد خاتمی و وزیر کشورش(عبدالواحد موسوی لاری) صحت آن انتخابات را تأیید کردند.

اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد با بیش از 24 میلیون رأی در انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 1388 اعتراض میر حسین موسوی و مهدی کروبی را به دنبال داشت که نتیجه را حاصل تقلب می دانستند، نه صندوق آرأ.

صدها هزار تن در 25 خرداد در تهران به خیابان ها ریختند و بدون سر دادن شعار به سوی میدان آزادی رهسپار شدند. حدود چهار هزار تن بازداشت گردیدند، به گفته مخالفان حدود هفتاد تن در جریان این اعتراضات جان باختند(حکومت تعداد کشته شدگان را 33 تن اعلام کرد و مدعی شد که 13 تا 15 تن از آنان بسیجیان بوده اند)،همه احزاب و رسانه های اصلاح طلبان تعطیل شد، زندانیان بازداشت شده بارها رسماً شکایت کردند که در بازجویی ها شکنجه شده اند، حکومت همه راه های ابراز نظر را بر اصلاح طلبان مسدود ساخت، اما محمد خاتمی هیچ گاه از تقلب در انتخابات 1388 سخن نگفت. چرا؟

مخالفان خواهند گفت که خاتمی فردی ترسو و به شدت محتاط است. شاید چنین باشد، اما تحلیل مواضع و استراتژی های سیاسی را نمی توان بر انگیزه ها متکی کرد و مرتکب مغالطه انگیزه و انگیخته شد.

باید منطق و استراتژی محمد خاتمی را جست و جو کرد. آقای خاتمی همیشه مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرده و گفته است اگر اکثریت مردم در انتخابات شرکت کنند، مشکلی پیش نخواهد آمد. حال او چگونه می تواند بگوید حتی اگر اکثریت بیش از هشتاد درصدی مردم در انتخابات شرکت کنند، بازهم حاکمان اهمیتی به آن نداده و فرد مورد نظر خود را با آرای بسیار بالا پیروز اعلام خواهند کرد؟

متقلبانه اعلام کردن انتخابات حداقل سه پیامد دارد:

الف- دعوت به شرکت در «انتخابات ماهیتاً متقلبانه» بی معنا و منتفی خواهد شد؛

ب- راه ورود اصلاح طلبان به نظام به کلی مسدود خواهد شد؛

ج- پروژه اصلاح طلبی مورد نظر محمد خاتمی هم تعطیل می گردد.

آقای خاتمی وقتی به کارنامه دو سال اخیر می نگرد، آن را به زیان جریان اصلاح طلبی و فرایند دموکراتیزه کردن نظام می یابد. اینک نه تنها مخالفان، که اصلاح طلبان نیز، هیچ امکانی برای بقا ندارند. همه راه ها به روی آنان بسته است و نه تنها از حکومت پاکسازی شده اند، بلکه در خارج از حکومت هم فضایی برای فعالیت ندارند. فضای حیات و بقای سیاسی نابود شده است.

آقای خاتمی به دنبال آن است که راهی بگشاید، اما چگونه؟ او بارها و بارها برای مذاکره با آیت الله خامنه ای اقدام کرده، اما راه همچنان بسته است. او بارها و بارها اعلام کرده که جریان اصلاح طلبی معتقد به اسلام، انقلاب، نظام جمهوری اسلامی، قانون اساسی، امام راحل، ولایت فقیه و رهبری است و اصلاحات در چارچوب نظام و قانون اساسی را دنبال می کند. او طی چند ماه گذشته دو بار شرایط شرکت اصلاح طلبان در انتخابات را به شرح زیر اعلام کرد:

اول- آزادی زندانیان سیاسی؛

دوم- آزادی فعالیت احزاب تعطیل شده؛

سوم- شفاف شدن قانون انتخابات.

این شروط نه تنها از سوی نظام پذیرفته نشد، بلکه به شدت به او تاختند که حق ندارد برای نظام شرط تعیین کند. رهبری نظام فقط یک چیز از محمد خاتمی می خواهد: محکومیت صریح جنبش سبز و میر حسین موسوی و مهدی کروبی. البته آقای خاتمی تاکنون زیر بار چنین مطالبه ای نرفته است. او برای اینکه راهی بگشاید، در سخنرانی 26/2/ 1390 خود، ضمن تأکید مجدد بر مواضع قبلی(پایبندی به انقلاب،اسلام، جمهوری اسلامی، قانون اساسی، امام راحل، اصلاح پذیری نظام، تأمین کننده خواست های مردم بودن قانون اساسی) و شروط پیشین(آزادی احزاب تعطیل شده، آزادی زندانیان سیاسی،»در نظر گرفتن ساز و کاری برای انتخابات تا در آن حرف و حدیث نباشد»)؛ نرمش بیشتری از خود نشان داد تا راهی به سوی آینده بگشاید.

او گفت:»اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد. البته همه بکوشیم برای آینده روی فضای سالم و امن و آزاد و تأمین حقوق مردم همراه و زمینه ساز شویم.»

اما این نوع عقب نشینی- یعنی طرح این مدعا که نه تنها به مردم و فرزندان زندانی و کشته شده اش ظلم شده، بلکه به نظام جمهوری اسلامی و آیت الله خامنه ای هم ظلم شده- خاتمی را به سیبلی دو جانبه تبدیل کرد که از پشت و رو هدف امواج تیرها قرار گرفت.

آیت الله خامنه ای و طرفدارانش نه تنها معتقد به ظلم به مردم نیستند، بلکه این باور را می پراکنند که «فتنه سبز» محصول دشمن(آمریکا و انگلیس و اسرائیل) علیه ملت و نظامش بود. به همین دلیل آقای خاتمی را به عنوان یکی از «سران فتنه» همچنان مورد تهاجم قرار دادند. حتی اگر محمدخاتمی و اصلاح طلبان، آقایان موسوی و کروبی و حرکت سبز را محکوم کنند، باز هم آنان را به نظام راه نداده، موضع گیری جدید را منافقانه قلمداد کرده و از آن برای تحقیر و ایجاد شکاف در میان مخالفان استفاده خواهند کرد.

سبزها- خصوصاً ساختارشکنان- وی را مورد تهاجم قرار دادند و حتی برخی وی را متهم کردند که به «شهداء و زندانیان و موسوی و کروبی خیانت کرده است. چگونه می توان آن همه شهید و زندانی و شکنجه شده و فراری و تبعیدی را نادیده گرفت و پذیرفت که به نظام و رهبری ظلم شده است؟ چگونه می توان از «عفو رهبری و نظام» سخن گفت؟»

البته روشن است که رهبری نظام، نرمش جدید محمد خاتمی را هم ناپذیرفتنی به شمار آورده و حتی اگر او جنبش سبز و میر حسین موسوی و مهدی کروبی را هم به طور علنی محکوم کند، باز هم وی را به درون نظام راه نخواهند داد.

پیامد ناخواسته عمل خاتمی
کنش های آدمیان معطوف به اهداف آگاهانه و خواسته شده ای است. اما اعمال عاملان پیامدهای ناخواسته ای پدیدار می سازد که مطلقا نیت و هدف کارگزار نبوده است. وقتی میرحسین موسوی کاندیدای انتخابت ریاست جمهوری شد، هدفش به راه انداختن جنبشی اجتماعی یا فراهم آوردن «فرصتی» برای ساختارشکنان نبود تا از آن علیه نظام و رهبری استفاده کنند.

حرکت سبز که پس از انتخابات در اعتراض به نتایج اعلام شده – تحت عنوان رأی من کجاست – شروع گردید، همه مخالفان را در خود جذب کرد. اهداف و روش های آگاهانه و اعلام شده میرحسین موسوی و مهدی کروبی اصلاح طلبانه بوده و هست.

«منشور سبز» که به امضای آن دو تن رسیده، همان اهداف و روش ها را در بر گرفته است. زوج موسوی – کروبی هیچ گاه روش های خشونت آمیز را تجویز نکردند. همان گونه که فیلسوفان سیاسی- از جمله جان راولز و رونالد دورکین- گفته اند- نافرمانی مدنی، روشی اصلاح طلبانه است، نه انقلابی. ساختارشکنان که رژیم جمهوری اسلامی را نظامی اصلاح ناپذیر به شمار می آورند، از «فرصت» پدید آمده استفاده کرده و وارد آن حرکت شدند.

ساختارشکنان سبز شده دو موضع متفاوت داشتند/دارند. گروه اول، نه به «منشور سبز» اعتقاد دارد و نه رهبری موسوی و کروبی را می پذیرد. گروه دوم، اگر چه مانند گروه اول اهداف بیان شده در «منشور سبز» را نمی پذیرد، اما مدعی پذیرش رهبری موسوی است. این مدعا تناقض آلود است. برای اینکه پذیرش رهبری به معنای پذیرش پلاتفورم رهبر است. پلاتفورمی که اساسش «اصلاح پذیری نظام جمهوری اسلامی» و «اجرای بی تنازل قانون اساسی» است و اینان آن را رد می کنند. در واقع هر دو گروه ساختارشکن از «فرصت» پدید آمده به سود اهداف خود استفاده کرده و می کنند. پدید آمدن این «فرصت»، پیامد ناخواسته کاندیداتوری میر حسین موسوی و مهدی کروبی بود.

می گویند فرض محال، محال نیست. فرض کنیم رهبری نظام محمد خاتمی و اصلاح طلبان معتقد به مواضع او را به انتخابات آینده راه دهد. در آن صورت آقای خاتمی و اصلاح طلبان نمی توانند با نماد سبز- که رژیم آن را نماد فتنه سبز قلمداد می کند- وارد انتخابات شوند.

فرض کنیم که آنان با نماد زرد وارد انتخابات شوند. از چند ماه مانده به انتخابات فعالیت ها آغاز شده و ستادها در کل کشور برپا می شوند. بدین ترتیب، «شبکه های واقعی»(بالفعل) پدیدار می شوند. شور جدیدی با نماد زرد برپا خواهد شد. می توانید- اگر دوست دارید- آن را «جنبش زرد» بنامید. اگر چنین شود، مخالفان ساختارشکن چه خواهند کرد؟ آیا از این «فرصت» به سود اهداف خود استفاده نخواهند کرد؟ آیا خواهندگفت چون محمد خاتمی با پوزش خواهی از رهبری چنین فرصتی را فراهم آورده است، نباید از آن استفاده کرد؟

محمد خاتمی به دنبال گشایش راهی به بالاست تا فضای میانه ای باز کند. اگر موفق نشود، زیانی برای هیچ کس ندارد، اما اگر موفق شود و نظام با شرکت اصلاح طلبان در انتخابات موافقت کند، یک «فرصت» مجدد برای مخالفان فرآهم می گردد.

آقای خاتمی به دنبال آن نیست تا «فرصتی» برای مخالفان «نظام» پدید آورد (او همیشه مواضع تندی علیه ساختارشکنان گرفته است)، اما اگر موفق شود، آن «فرصت»، نتیجه ناخواسته عمل اوست.

منبع: بی بی سی

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: