|
شما در حال خواندن ...
کمی راحت تر

می توان «رئیس جمهور» بود، نه «تدارکات چی» | می‌توان ادب را از بی ادب فرا گرفت

اگر قرارباشد که تاریخ روزی فراجناحی و بی‌طرف نوشته شود، احتمالا در آن از اشتباه بزرگ رهبر برای منصوب کردن مجدد احمدی‌نژاد خواهد نوشت. اگر این نصب به گونه‌ای صورت می‌گرفت که فرد دیگری انتخاب می‌شد، جمهوری اسلامی برای مدت حداقل ۱۰ سال دیگر از هرگونه میکروبی «واکسینه» می‌شد؛ چیزی که رهبر علیرغم ادعای خود مبنی بر اشراف بر موضوع، در درمان جمهوری اسلامی اشتباه تشخیص داد و مریض را به مراقبت های ویژه فرستاده است. هر سه نفر دیگر نامزد انتخابات حداقل در گفته‌ها و نوشته‌های خود، از تبعیت آرمان امام راحل و قانون اساسی دم زده‌اند، بنابراین روایت این روزها می‌توانست گونه‌ی دیگری شود.

اما در همین روزها و حتی با وجود احتمال زرگری بودن اختلاف پیش آمده، احمدی‌نژاد نه با عنوان «محمود احمدی نژاد»، بلکه به عنوان «رئیس جمهور کشور» چند درس بزرگ به آیندگان داد که باید آنها را با آب طلا نوشت و بر ورودی ریاست جمهوری و یا بالای میز رئیس جمهور نصب کرد. می‌توان ادب را از بی ادب فرا گرفت.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که می‌توان به آرای مردم (حتی از نوع تقلبی آن) اتکا کند. در مجلس در برابر نمایندگان بایستد و با مرجع دادن آنها به این رای، آنچه که به نظر صحیح می‌رسد را انجام دهد.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که نه تنها می‌توان داده و اطلاعات قانونی کشور را بلکه تعاریف، عرف‌ها و سنت را دست برد و عوض کرد. مهمتر از همه این که می‌توان تقدس ها را شکست.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که علیرغم آنکه جامعه‌ی ائمه جماعت در کشور(که سازمانی مفت خوار تحت نظر رهبری است و سخنرانی های ائمه جمعه کاملا هماهنگ شده با دفتر رهبری است) هشدار برای موضوعی می‌دهند، اما می‌تواند کار خود را انجام دهد.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که می‌توان یک ایده و منش داشت و به آن عمل کرد، حتی اگر این ایده، ظهور امام زمان و شنیدن صدای پای اسب او باشد. مهم این است که اولا باید ایده ای داشته باشد و ثانیا به ایده ی خود متکی باشد و به آن عمل کند.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که فقط او باید وزیران و اطرافیان خودش را معرفی، عزل و نصب کند و نه کس دیگر. وزیران کارمند دولت هستند و حتی می‌توان آنها را در حد منشی و اَمربَرِ رئیس جمهور در یک وزارت خانه، تقلیل پست داد.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که مقیاس زمانی فاصله ی بین یک ایده (حتی به خنده داری ایده ی کارت سوخت) تا عمل به آن ایده می‌تواند کمتر از روز باشد.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که داشتن ایده، ولو چسبیدن به چاه جمکران و نامه‌نگاری برای امام زمان، از چسبیدن به فرمایشات رهبری، دوران امام راحل و قانون نوشته ی دست بشر حتی با نام «قانون اساسی»، برتر است.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که سخنرانی باید آنقدر ساده باشد که هرکس بتواند گفته ها را تجزیه و تحلیل کند و نیازی برای نوشتن کتاب فلسفی در مورد سخنرانی و ایده هایت در سازمان ملل نباشد.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که گفتن «نه» حتی اگر بار سیاسی و اجتماعی داشته باشد، گاهی لازم است.

«رئیس جمهور» ثابت کرد که ابزارهای اجتماعی و فرهنگی (حتی در نوع نازل پوپولیستی)، بسیار مهم تر از ابزارهای سیاسی، چانه زدن‌های بالایی و فریب مردم برای کشاندن آنها در خیابان برای روز تولد است.

و بالاخره «رئیس جمهور» ثابت کرد که می‌توان «رئیس جمهور» بود، نه «تدارکات چی».

منبع: خودنویس

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: