|
شما در حال خواندن ...
کمی راحت تر, حق و حقوق, سخن ستم دیدگان, ظلم در جهان امروز

سيامک پورزند همسر مهرانگيز کار دار فاني را دور از همسر و فرزندانش وداع گفت | محمد مصطفايی

در کنار استادم خانم مهرانگيز کار نشسته ام و مي گوييم و مي خنديم. تلفن نازنين افشين جم به صدا در مي آيد. صداي لزران دختر سيامک پورزند، چهره مهرانگيز را تغيير مي دهد. به ناگهان بيرون مي رود در حالي که خبر فوت همسر را مي شنود اشک مي ريزد، همسري که ساليان سال از او دور بوده است. صدها نامه نوشته که سيامک بيمار است او را رها کنيد و به حال خود بگذاريد تا از ايران خارج شود. قدرت گوش شنوا نداشت. سيامک پورزند را گروگان گرفته بود و نمي گذاشت او همسر و فرزندانش را ببينند و ناجوانمردانه اسير وسوسه هاي قدرت طلبانه خود کرده است. تا اينکه اين خبر ناگوار شنيده شد.

مهرانگيز کار با شجاعت و اراده اي که در سالهاي گذشته از خود نشان داد دخترانش را دلداري مي دهد و به آنها مي گويد شجاع باشند و غم نخورند. اما اين خانواده سالهاست که غمي در درونشان نشسته و در انتظار ديدار پدرشان هستند.

فرزندان سيامک چه گناهي کرده بودند که فرزندانشان و همسر مهربان و فداکارش نمي توانستند پدرشان را ببينند. حال ديگر پدر در دنياي حقيقيشان نيست. اما لکه ننگي ديگر در کارنامه جمهوري اسلامي ايران ايجاد شده است و آن لکه هرگز پاک نخواهد شد. سيامک پورزند سالها در بستر بيماري بود و تلاش کرد تا بتواند ممنوع الخروجي اش را رفع و به آغوش خانواده برگردد اما قدرت حاکم در جمهوري اسلامي اجازه نداد تا بوسه اين پدر بر صورت فرندانش و همسرش بنشيد.

شنيدن خبر فوت سيامک پورزند دردي بر دلم بود. دردي که حتي در زمان فوت پدرم احساس نکردم. عاشقانه استادم مهرانگيز را مي ستايم و به او و همسر باوفايش افتخار مي کنم.

مهرانگيز مي گويد سه روز بود که با سيامک حرف نزده بودم. به ليلي گفتم تو جاي من را بگيرو با پدرت صحبت کن…..

مهر انگيز مي گويد: سعي کرديم او را بيرون بياوريم ولي نمي توانستيم. آخر هم سيامک راحت شد.

مطمئن هستم اگر مهرانگيز در کنار همسر بود او ساليان سال در کنار خانواده اش زندگي مي کرد.

مهرانگيز کار در زماني خبر فوت همسرش را مي شنود که سالهاست براي حقوق زنان و رسيدن به دموکراسي تلاش مي کند. سالهاست تلاش مي کند تا ديگران مثل خود فنا نشوند و در امنيت و آسايش زندگي کنند.

هزينه اين تلاش براي مهرانگيز کار بسيار سنگين بود. همسرش در يک سوي جهان و خود در سويي ديگر براي از دست دادن سيامک، مراسم بزرگداشت مي گيرند.

به خانم مهرانگيز کار و فرزندانش تسليت مي گويم. و براي حاکمان جمهوري اسلامي متاسفم که انسانيت را در خشونت و ظلم و قتل و جاه طلبي مي دانند.

محمد مصطفايي وکيل دادگستري

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

One thought on “سيامک پورزند همسر مهرانگيز کار دار فاني را دور از همسر و فرزندانش وداع گفت | محمد مصطفايی

  1. کارنامه ( صادق محصولی ) دژخیم خونخوار و دزد میلیاردر رژیم ولایت فقیه

    صادق محصولی در سال 1338 در شهر اورمیه زاده شد. پس از پذیرش در دانشگاه علم و صنعت به تهران رفت و از دوستان محمود احمدی نژاد صبورچیان و برادران هاشمی ثمره شد. در سال 1359 با سفارش آخوند مهدوی کنی که اکنون رئیس مجلس خفتگان! است و در آن زمان وزیر کشور بود به همراه دوستان گرامیش محمود احمدی نژاد و برادران هاشمی ثمره و چند تن دیگر به اورمیه بازگشت تا از رخنه دشمنان رژیم در شمال باختری ایران پیشگیری کند. از نخستین کارهای او پس از رسیدن به اورمیه برپائی گروه های چماقدار از اراذل و اوباش اورمیه و حمله به گردهمائی های گروه های دگر اندیش همراه با زدن و بستن و شکستن بود که این کارهای وی با پشتیبانی بی دریغ آخوند غلامرضا حسنی امام جمعه اورمیه همراه بودند. در سایه این خوش خدمتی ها در سال 1360 صادق محصولی فرماندار اورمیه شد و همزمان با وی محمود احمدی نژاد فرماندار ماکو شد و مجتبی هاشمی ثمره به معاونت استانداری آذربایجان غربی برگزیده شد. پس از اعلام جنگ مسلحانه بر علیه رژیم جمهوری اسلامی در سال 1360 از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران کار صادق محصولی تنها به فرمانداری در شهر اورمیه خلاصه نشد و پرداختن به کارهائی مانند بازجوئی، شکنجه، تیرباران کردن، تیر خلاص زدن و سازماندهی دستگاه سرکوب رژیم از دیگر کارهای او شدند. البته همزمان با وی محمود احمدی نژاد نیز که ظاهرا فرماندار ماکو بود در شهرهای شمال باختری کشور می گشت و کارهائی مانند تیرباران کردن و به دار آویختن دشمنان رژیم را انجام می داد و به ویژه محمود احمدی نژاد به تیر خلاص زدن به مغز زندانیان اعدامی علاقه خاصی داشت و همواره با خنده و قهقهه می گفت: کار را که کرد؟ آن کس که تمام کرد!
    صادق محصولی و یارانش هر چند آدمکش بودند از پر کردن جیب هایشان با دارائی های دزدیده شده و رشوه خواری و مفت خواری و اختلاس از دارائی های مردم نیز دریغ نمی کردند اما در این میان شهردار اورمیه ( مهندس مهدی باکری ) دشمن سرسخت هر گونه دزدی و رشوه خواری و مفت خواری و باندبازی و پارتی بازی بود و آب او و کسانی مانند صادق محصولی به یک جوی نمی رفت و همواره میان مهدی باکری و برادرش حمید باکری از یک سو و صادق محصولی از سوی دیگر کشمکش ها و ستیزهای سخت روی می دادند اما صادق محصولی را چه باک هنگامی که پشتیبان او آخوند غلامرضا حسنی امام جمعه اورمیه بود و پشتیبان گردن کلفت دیگری به نام آخوند ( محمد ایمانی یامچی ) رئیس دادگاه انقلاب اسلامی اورمیه را نیز دم دست داشت. آخوند ( محمد ایمانی یامچی ) هزاران تن از دشمنان رژیم را پس از محاکمه های پنج دقیقه ای در دادگاه انقلاب اسلامی اورمیه به اعدام محکوم کرده است. وی سپس به تبریز رفت و رئیس دادگاه شعبه شانزدهم کیفری یک دادگستری تبریز شد و هم اکنون رئیس دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی است. ( نشانی آخوند محمد ایمانی یامچی: تبریز- کوی ولیعصر – کوی وحدت – چهارده متری نیما – ده متری اول – کاشی بیست و دو – کد پستی 5157857766 )
    یادآوری می شود که آخوند ( محمد ایمانی یامچی ) و آخوند رشوه خوار و فاسدی به نام ( محمدکاظم ایمانی ) یکی نیستند. این دو آخوند تنها همنام هستند و با هم خویشاوند نیستند. ( محمد ایمانی یامچی ) گرچه آدمکش است اما دچار فساد جنسی نیست و حتی با فساد جنسی مخالف است و ظاهرا رشوه خوار نیز نیست اما خوک رشوه خوار ( محمد کاظم ایمانی معروف به بی ایمان! ) تاکنون هزاران پرونده تجاوز به عنف، قتل عمدی، زمین خواری، غصب و تصرف عدوانی، اختلاس ها و کلاهبرداری های بزرگ را پس از اخذ رشوه های کلان ماست مالی کرده است. خوک بی شرف و بی ایمان ( محمدکاظم ایمانی ) به زن هائی که دارای پرونده های سنگین بودند پیشنهاد ماست مالی کردن پرونده هایشان را به شرط روابط جنسی می داد و اگر می پذیرفتند با آنها مشغول خوشگذرانی می شد وگرنه هزاران بلا بر سر این زن های بیچاره می آورد. خوک بی ایمان ( محمدکاظم ایمانی ) که پیشینه درخشانی هم در مصرف تریاک و الکل دارد در زمان شاه به همراه آخوند ( حسن شکوهی ) و دیگر آخوندهای درباری در تبریز دعاگوی اعلیحضرت همایونی شاهنشاه آریامهر بود! و در زمان جمهوری اسلامی در عرض 24 ساعت حزب اللهی دو آتشه و هوادار سینه چاک خمینی شد! و با وساطت آخوند ( نجف آقازاده استرخان ) وارد دادگستری تبریز شد و فجایعی آفرید که روی همه گندکاران ظلمگستری تبریز و حتی آذربایجان سفید شد! ( نشانی آخوند محمدکاظم ایمانی معروف به بی ایمان: تبریز – میدان حکیم نظامی – کوی دانش – کوچه پنجم – کاشی چهل و دو – کد پستی 5174677833 )
    باری، در سایه خوش خدمتی های صادق محصولی به رژیم سر تا پا لجن جمهوری اسلامی، در سال 1361 نامبرده به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شمال باختری کشور یعنی آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی و اردبیل که در آن هنگام بخشی از آذربایجان شرقی بود و استان جداگانه ای نبود، برگزیده شد بی آن که حتی یک بار به جبهه رفته باشد و یا دانشی درباره جنگ و جبهه داشته باشد! مهدی باکری و برادرش حمید باکری که در آن زمان به جبهه جنگ ایران و عراق و به دنبال نخود سیاه! فرستاده شده بودند با شنیدن خبر چنین گزینشی همه جا را نامه باران کردند تا پرده از گندکاری های بی شمار صادق محصولی بردارند اما رژیم گدایان مفت خور نیازی به درستکاری و درستکاران نداشت و تنها به دژخیمان گوش به فرمانی نیاز داشت که در زندان ها و شکنجه گاه ها بکشند و سرکوب کنند و تازه بخت با صادق محصولی یار بود چون در عملیات خیبر حمید باکری و در عملیات بدر مهدی باکری دود شدند و به هوا رفتند و از خاکستر استخوان های آنها نیز چیزی بر جا نماند. چون از جنازه حمید باکری و مهدی باکری هیچ اثری نبود صادق محصولی از فرصت به دست آمده بهره برداری کرده و با بیشرمی و پرروئی شگفت آوری مدعی شد که مهدی باکری و حمید باکری نه تنها شهید نشده اند بلکه از جبهه گریخته و به منافقین پیوسته اند! دستاویز او نیز این بود که مهدی باکری و حمید باکری برادری به نام علی باکری داشتند که از بنیانگزاران سازمان مجاهدین خلق در زمان رژیم پادشاهی بود و به فرانسه و اردن و لبنان و چند کشور دیگر رفته و برای سازمان مجاهدین خلق جنگ افزار و مواد منفجره آورده بود و سپس از سوی ساواک شناسائی و دستگیر شده و پس از محاکمه در دادگاه نظامی رژیم پادشاهی، در تاریخ 30 فروردین 1351 به همراه علی میهن دوست، ناصر صادق و محمد بازرگانی که همگی از بنیانگزاران سازمان مجاهدین خلق بودند اعدام شده بود.
    برای سنگ اندازی های صادق محصولی بود که خانم ( صفیه مدرسی ) همسر مهدی باکری یکبار که خواسته بود از شهر تبریز نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی شود از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شده بود و برای نامه نگاری های خانم ( فاطمه چهل امیرانی ) همسر حمید باکری درباره صادق محصولی بود که خانواده باکری ها دچار دردسرهای فراوان شدند. با تحریک صادق محصولی بود که مجتبی ذوالنور شایعه ای دروغ با واژه های زشت و زننده ساخت که همسر حمید باکری پس از روابط آنچنانی با یک آموزگار گیلانی ازدواج کرده است! خانم ( فاطمه چهل امیرانی ) همسر حمید باکری نیز با اعلام اینکه بعد از باکری ازدواج نکرده است درباره سخنان ذوالنور گفت: من از همه دروغگویان فتنه گر و منافق بیزارم چرا که بین مردم با دروغهایشان نفاق انداخته‌اند. زهرا باکری خواهر باکری‌ها هم در نامه ای نوشت: درباره همسران برادرانم جملات نامربوطی شنیده‌ام، شما اگر ذره‌ای شرم از مقام و خون شهید داشتید امروز این بی حرمتی‌ها را به همسران شهدا نمی‌کردید. کسانی که تا قبل از این بی‌عدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده‌اند چطور یک شبه مستحق این همه توهین شده اند؟! آنها شب ها در خفا برای همسران خود گریسته‌اند تا کسی اشک‌های آنان را نبیند.
    خانم ( زهرا باکری ) خواهر حمید و مهدی باکری در مصاحبه‌ای گفته است که: پسر برادرم حمید باکری، احسان باکری را دستگیر کرده‌اند و بلایی سر ما آمده که زمان شاه نیامد! باور کنید یک ساواکی در خانه مرا نزد. زمان شاه من بعد از شهادت برادرم ( علی باکری ) استخدام شدم. خواهرم در پست بالائی استخدام شد. مهدی باکری در دانشگاه قبول شد و تحصیل را شروع کرد. یک نفر درِ خانه ما را نزد. می‌گفتند خرابکار یا خانواده خرابکار ولی کسی جسارت نکرد در خانه ما را باز کند و به ما توهین کند ولی در جمهوری اسلامی ما این توهین‌ها را دیدیم.
    آسیه باکری، دختر حمید باکری نیز در مراسمی با نام ( بسیجی واقعی، همت بود و باکری ) که از سوی بسیج دانشجویی دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار گردید به سختی به سوء استفاده‌هائی که رژیم از نام شهیدان می‌کند و تصویرسازی دروغین از آنان اعتراض کرد. وی از جمله گفت: چه کسی می‌گوید باکری‌ها دنبال این بودند که مردم را محدود کنند؟ عمه‌های من، خانواده پدری من، همه ‌شان آزاد بودند هر جور که دوست دارند لباس بپوشند، هر جور که دوست دارند فکر کنند و هر عقیده‌ای داشته باشند. وی همچنین درباره ( صادق محصولی ) وزیر دولت احمدی نژاد گفت که در زمان مسئولیتش در اورمیه اقدام به اخراج حمید باکری از سپاه پاسداران کرده بود و حتی شهادت وی را در حضور برادرش مهدی باکری انکار کرده بود! وی همچنین درباره پدر و عموی خود، حمید ومهدی باکری افزود: عموی من اگر در حال حاضر زنده بودند، این جناياتی که بسيجی‌ها به اسم بسیج و به اسم باکری وهمت در خیابان‌ها انجام دادند را بر نمی‌تافتند و اگر آنها اکنون زنده بودند در زندان بودند! سخنان آسیه باکری با واکنش پرشور و با کف زدن های پیاپی دانشجویان روبرو شدند ولی برخی از هواداران رژیم که خود برگزار کننده مراسم بودند چند بار با ایجاد سر و صدا و تکبیر و صلوات و شعار دادن می کوشیدند مانع از سخنرانی وی شوند و حتی یکی از آنها آغاز به فحاشی به خانم باکری کرد که با واکنش تند همه دانشجویان روبرو شد.
    آغاز دزدی های صادق محصولی با ارقام نجومی و باور نکردنی پس از پایان هشت سال دفاع مزخرف! و از زمانی آغاز شد که محمود احمدی‌نژاد در دهه‌ هفتاد استاندار استان نوبنیاد اردبیل شد. جناب استاندار که یاران پیشین را از یاد نبرده بود با هزار زدوبند و ترفند کاری کرد که صادق محصولی در یک مزایده برنده قرارداد نفتی با نخجوان شد و روشن است که درآمدهای سرشار این داد و ستد پر سود به جیب مبارک چه کسی ریخته می شد! فلاحت پیشه نماینده اسلام آباد غرب در مجلس شورای اسلامی درباره این قرارداد گفته است که محصولی تنها کسی است که خارج از وزارت نفت امتیاز سوآپ نفت کسب کرده‌است! صادق محصولی یکبار گفته بود که دارائی او صد و شصت میلیارد تومان است و در پاسخ به چگونگی انباشت دارائی صد و شصت میلیاردیش در ده ‌سال، این ثروت را متعلق به امام زمان! دانسته و گفته بود: این امانتی است که پس از ظهور حضرت در اختیار ایشان قرار می‌گیرد! وی همچنین مدعی شده بود که ثروتش از راه حلال! به دست آمده است. اگر صادق محصولی به راستی صد و شصت میلیارد تومان را در عرض ده سال به دست آورده باشد بدان معناست که وی در این ده سال ماهانه بیش از یک میلیارد تومان درآمد داشته است! البته روشن است که صد و شصت میلیارد تومان رقمی الکی است که صادق محصولی برای رد گم کردن بر زبان رانده است وگرنه دارائی دزد سر گردنه رژیم ولایت فقیه بسیار بیش از اینهاست. در سال ۱۳۷۸ صادق محصولی باغی به وسعت ده هزار متر مربع را در نیاوران تهران خریداری کرد. هفت هزار متر مربع از این باغ می‌بایست برای تغییر کاربری از زمین کشاورزی به زمین مسکونی، به شهرداری واگذار می شد اما صادق محصولی را چه باک؟ چون یار دیرین او یعنی محمود احمدی نژاد در کنارش بود چرا که محمود احمدی نژاد این بار شهردار تهران شده بود! پس صادق محصولی با یاری یار دیرینش همه زمین را مالک شده و در آن به برج ‌سازی پرداخته و میلیاردها پول مفتکی را به چنگ آورد. علی عسگری نماینده مشهد در مجلس هفتم شورای اسلامی با طرح پرونده پنج میلیون و ششصد هزار دلاری صادق محصولی درباره نفت تاجیکستان اعلام کرد که این موضوع در کمیسیون اصل ۹۰ در حال پیگیری است. قدرت الله علیخانی نماینده قزوین در مجلس شورای اسلامی ایران درباره صادق محصولی گفته‌است: محصولی باید پاسخ دهد که منزل گران قیمت، درآمد میلیاردی، برج‌های میرداماد و زمین‌های بزرگ منطقه حسنی کیا را چگونه به دست آورده‌است؟ صادق محصولی یکبار درباره دارائی افسانه ایش اعلام کرده که در ۴۴ مزایده شرکت کرده و تنها در سه مزایده برنده شده‌است و درآمدهای او حاصل آن مزایده‌ها می‌باشند.
    پس از این رویدادها و پس از به دست آوردن چنین دارائی هنگفت و افسانه ای و پس از آن که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 محمود احمدی نژاد رئیس جمهور شد صادق محصولی که اشتهای سیری ناپذیری به پول اندوزی داشت تازه به فکر گرفتن وام دولتی افتاد و چهارصد میلیارد تومان هم وام از دولت گرفت و نام او در لیست ۲۰۰ تن‌ از وام ‌گیرندگان کلان دولتی که تاکنون بدهیشان را نپرداخته اند! جای دارد. چون محمود احمدی نژاد که اکنون رئیس جمهور شده بود نیاز به ابزاری کارآمد برای کوبیدن میخ خود بر زمین داشت با کوشش فراوان صادق محصولی را وزیر کشور خود کرد و این چنین بود که صادق محصولی پس از محمود احمدی نژاد به بالاترین مقام اجرایی و نیز نظارتی در دولت دست یافت. کار به انتخابات سال هشتاد و هشت کشید و صادق محصولی در پشتیبانی از یار دیرینش محمود احمدی نژاد و طراحی کودتای انتخاباتی سال هشتاد و هشت سنگ تمام گذاشت و به خوبی هنرنمائی کرد. هم اکنون صادق محصولی وزیر رفاه و تامین اجنماعی دولت محمود احمدی نژاد است. این بود فشرده ای از کارنامه یکی از درستکارترین! و امانتدارترین! خدمتگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران!

    عکس صادق محصولی:

    Posted by کارنامه ( صادق محصولی ) دژخیم خونخوار و دزد میلیاردر رژیم ولایت فقیه | 04/05/2011, 04:11

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: