|
شما در حال خواندن ...
کمی راحت تر, تحلیل و تفسیر, جنبش سبز, صبر و استقامت

امید؛ کلیدواژه‌ی سبز

مرتضي كاظميان
mortezakazemian(at)yahoo.com

پیش درآمد نخست: از آخرین مکتوبم در «روز» ( و دیگر نشریات اینترنتی و مکتوب داخلی) اندکی بیش از یک‌سال می‌گذرد. به دلایل و علل گوناگون ـ که نیازی به تببین آنها در این مجال نیست ـ این مدت را صبوری کردم و قلم خود را به سکوت توصیه نمودم. آنچه سوگوارانه در این ماه‌ها مشاهده شد و متاسفانه همچنان محسوس به نظر می‌رسد، «سنگ»هایی بود و هست که دست‌ بسته می‌شدند و «…»هایی که پاگشوده و بی‌مهابا رفتار می‌کردند و می‌کنند.

نشریات همسو با تمامیت‌خواهان و نویسندگان مروج و مبلغ اقتدارگرایی برای «تقدیس خشونت» و «تحریف حقیقت» کم نگذاشته و نمی‌گذارند و جهد وافر کرده‌اند. اینان بی کمترین توجهی به «منافع ملی»، نگاه تنگ‌نظرانه و رویکردهای فرقه‌ای و قبیله‌ای خویش را با استفاده از منابع ملی، تبلیغ می‌نمایند؛ نه پروای اخلاق دارند، نه نگران حقوق انسان‌ها هستند، نه میثاق ملی را رعایت می‌کنند، نه حقوق اساسی شهروندان را پاس می‌دارند، و نه کردارشان را با ارزش‌های مشترک ادیان تنظیم می‌نمایند. این‌چنین، حال که نمی‌توان این بلندگوهای تبلیغاتی گوبلزی را وادار به سکوت کرد، به‌نظر می‌رسد وجود یک صدای «دیگر»، چندان مسئله‌ساز و «امنیت ملی به خطر افکن» نباشد.

پیش درآمد دیگر: در یکی از نخستین یادداشت‌هایم پس از انتخابات 22 خرداد 88، در مکتوبی که روزنامه‌ی شریف اعتماد ملی در چهارم تیرماه همان سال منتشر ساخت، با عنایت به شرایط ویژه‌ی آن دوران تاریخی، ذیل عنوان «چه باید کرد؟»، نوشته بودم: پراکندن عطر اميد در جامعه، بيش از پيش ضروري و حياتي به نظر مي رسد. پاسخ ها به «چه بايد کرد» فراوان است؛ اما بي شک يکي از مهم ترين وجوه پاسخ، و يکي از مهم ترين قطعات پازل پاسخ، کليدواژه «اميد» است. «اميد سبز» را هرکس بايد به قدر توان و امکان و ابتکار و وقت خويش، بسط دهد و عمق بخشد. اگر اميد به ميوه دادن درخت اسير در زمستان، در فرداي بهار، واهي است، «اميد سبز» مردم ايران نيز واهي است. و اگر اميد دستيابي به سيب سرخ از پس فرداي سرد زمستان، واقعي است، «اميد سبز» مردم مسالمت‌جو، آگاه، و هشيار ايران نيز که اين روزها رفتار مدني و بلوغ اجتماعي خويش را به تصوير مي کشند، واقعي است. هيچ آسيبي به ايران امروز سهمگين‌تر از عوارض نااميدي و رکود و رخوت و ياس و افسردگي خاطر شهروندان نيست… تاوان نااميدي و ياس، رخوت، رکود و افسردگي بخش عمده‌اي از جمعيت کشور را تنها صاحبان قدرت پرداخت نخواهند کرد؛ بلکه اين منافع ملي ـ در دقيق ترين معناي آن ـ است- که متحمل بيشترين خسارت‌ها خواهد شد. از اعتياد تا پرخاشگري، از ناهنجاري هاي اجتماعي تا گسترش رفتارهاي غيراخلاقي، و از خودکشي تا ديگرکشي، اگرچه در ظاهر راه و فاصله فراواني احساس مي‌شود، اما فاصله‌ها چون دو روي سکه، به همان نزديکي است. چنين است که بايد جامعه (و به‌ويژه شهروندان معترض) را به صبوري و اميدواري فراخواند. نااميدي به‌مثابه‌ی مرگ کنشگران سياسي و مدني، بايد مورد تامل و نقد قرار گيرد؛ و پيش از آنکه دير شود و «درمان»، بي نتيجه جلوه کند، بايد به فکر «پيشگيري» بود. به «فرداي بهتر و سبز» اميدوار باشيم و در دل ها اميد بکاريم؛ اميد و ايمان به اينكه «هرکس حتي اگر به قدر ذره‌اي نيکي کند، نتيجه آن را خواهد ديد»؛ چنان که «هرکس حتي اگر به قدر ذره‌اي بدي کند، نتيجه آن را خواهد دید.»

اینک، افزون بر 19 ماه پس از انتخابات غریب 22خرداد 88 و رخدادها و تحولات سیاسی ـ اجتماعی مترتب برآن، مروری اجمالی بر وضع نیروهای سیاسی و کنشگران مدنی، به‌گونه‌ای محسوس واجد این تذکار و تاکید است که «امید» همچنان کلیدواژه‌ی غیرقابل جایگزین جنبش سبز محسوب می‌شود. خدای رحمت کناد هر آنکه را که گامی فراپیش نهد؛ اینکه چگونه و از کجا و چه میزان و چه سطح، مهم نیست؛ مهم، تلاش برای بسط و تثبیت جنبشی مدنی است که حقوق شهروندی مردم ایران را تعقیب می‌کند. اینکه مهدی محمودیان از زندان پیام می‌دهد و خواهان استقامت و ایستادگی رهبران جنبش سبز بر مواضع اصولی و به‌حق‌شان می‌شود، تا سیدمحمد خاتمی که با بیان شرط‌های اخیرش، بر همراهی خود با مضمون جنبش مدنی مردم ایران مهر تاکید می‌زند و تا دیگران و دیگران در هر سطح و میزان و مکان و کیفیت، آنچه بس مهم و استراتژیک می‌نماید، نشر «امید» و توصیه به صبوری و استقامت در شهروندانی است که وضع موجود را مورد تایید قرار نمی‌دهند و در خور خویش و جامعه‌ی خود نمی‌دانند و وضعی بس مطلوب‌تر را پی‌می‌گیرند.

امیدواری به آینده، متکی بر پتانسیل‌های بالقوه و بالفعل موجود است؛ ضمن اینکه می‌کوشد با استفاده از تمامی ظرفیت‌های موجود در جامعه، و با درس‌گیری از اشتباهات و نقد پیوستهء راهبردها و راهکارها بر مشکلات واقعی به گونه‌ای تدریجی، غلبه کند.

آسیب‌های فردی و اجتماعی مترتب بر ناامیدی، یکی و دوتا نیستند؛ آن‌ها که مایوسانه از تحولات و مناسبات اجتماعی کناره می‌گیرند؛ افرادی که از امکان تاثیرگذاری بر روندهای موجود، ناامید می‌شوند و عزلت گزینی و انفعال را پیشه‌ی خویش می‌کنند؛ رویکردهایی که همه‌چیز و همه‌جا راملقاً سیاه می‌بینند؛ جریان‌هایی که با «همه و هیچ» کردن‌های ذهنی و خیالی و تکیه بر شعارها و رویاها، عماً تاثیرذاری خود را بر واقعیت موجود به صفر می‌رسانند؛ کسانی که دل به قضا و قدر می‌سپارند و… نه تنها جملگی توانایی‌های عقل نقاد و «انسان خودآگاه» را نادیده می‌گیرند بلکه خویشتن خویش و جامعه را تحلیل می‌برند و به ضعف و سستی و نیستی، سوق می‌دهند. پیامدهای ناگوار چنین وضعی نه فقط بازتولید «وضع نامطلوب» در جامعه و حذف عینی و عملی افراد ناامید از تحولات اجتماعی، که رنگ باختن تدریجی «زندگی» و شور زیستن در خود ایشان است.

در پرتو رویکرد و کنش امیدوارانه استعدادها، شکوفا و بالنده می‌شود؛ پتانسیل‌های بالقوه، بالفعل می‌گردد؛ توانایی حذف خطا و اشتباه افزایش می‌یابد؛ شانس دستیابی به راه‌حل‌های موثر بالا می‌رود؛ و غلبه بر مشکلات و بحران‌ها میسرتر می‌شود.

مستقل از الزامات مومنانه در مورد امید و امیدواری، تاکید بر عنصر امید و برافروختن مشعل امیدواری، در «خود» و جامعه -ـ به ویژه این روزهاـ- به عنوان وظیفه‌ای اخلاقی خودنمایی می‌کند.

اقتدارگرایان آگاهانه می‌کوشند جنبش سبز را خاتمه یافته تلقی و تبلیغ کنند؛ صرف‌نظر از آنکه جنبش حقیقی و زنده‌ی اعتراضی و حق‌طلبانه‌ی مردم ایران، خواب آرام را از تمامیت‌خواهان ستانده، وجه اثباتی کنش سبز، پیگیران و دل‌بستگان آزادی و دموکراسی و باورمندان به حقوق بشر را نه تنها به اقدام مستمر و امیدوارانه فرامی‌خواند بلکه به ایشان یادآوری می‌کند که عطر خوش امید بپراکنند و با هر سخن و اقدام مایوسانه، به مواجهه‌ای جدی برخیزند.

این توصیه و سخن، به‌معنای رواج امید کاذب نیست؛ مولفه‌هایی که این امید را بس واقعی می‌نمایاند، پرشمارند؛ از وجه سلبی گرفته (امام جمعه‌ای که جنبش سبز را به «خاکستر زیر آتش» تعبیر می‌کند و دولتی که ناکارآمدتر و ناکارآمدتر جلوه‌گر می‌شود و رویکردهای حقیقت‌ستیزانه‌اش هر روز برای شمار بیشتری از مردم آشکار می‌شود) تا وجه ایجابی آن (پایمردی و شجاعت و ایستادگی رهبران جنبش سبز و نیز شاخصه‌ها و مولفه‌های گوناگون اجتماعی) جملگی دست امیدواران و مروجان امید و استقامت را بسی پر و گشوده می‌دارد که مومنانه و امیدوارانه بزییند، با یأس و ناامیدی بستیزند، و عامل و ناشر امید سبز در جامعه‌ی رنج‌کشیده و محنت دیده‌ی امروز ایران باشند: «ان مع العسر یسرا». «امید» همچنان کلیدواژه‌ی غیرقابل اغماض سبزهاست.

منبع: روزآنلاین

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: