|
شما در حال خواندن ...
واقعیات, جنبش سبز

چرا «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» ؟

جنبش سبز، جنبشی است که آغازگر یک سری تفکرات بکر و مَنشِ نو بوده است ؛ از میتینگ های قبل از انتخابات بگیر تا همین شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران». این «نو بودن» البته با تصمیم و برنامه ی قبلی نبوده؛ بلکه حاصل انقلاب و تحولی درونی در اکثریت مردم کوچه و بازار و قشر متوسط بوده است؛ و از آنجایی که این تحول ظاهری نبوده و از باطنِ مردم عادی سرچشمه گرفته، اصیل و پایدار است و دارای خواستگاهی منطقی و عقلانی.
«نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» حاصلِ پارادوکسی بود که در اذهان مردم ایران شکل گرفت. واکنشی که عاملِ اصلی آن حکومتِ ولی فقیه است.
بواقع منظور سبزها از این شعار، نادیده گرفتن هر ظلمی است که در جوامع مختلف شکل می گیرد؟ آیا واقعاً جنبش سبز، جنبشی ضد انسانی و ضد حقوق بشر و نژاد پرست است و عدالت و آزادی را فقط برای خود می خواهد؟ آیا سبزها موافقِ اعمال ظلم در حق فلسطینی ها هستند؟
واضح است که جواب این سوالات «نه» هست؛ بنابراین دلیل «نه غزه و نه لبنان» را باید در جای دیگری جست.
سال ها بود که حکومت نامقدس جمهوری اسلامی، در آستانه ی روز قدس، تصاویری را به کرات از تلویزیون جناح اقتدارگرا پخش میکرد که در آن پدر و پسری زیر هجمه ی سنگین گلوله های سربازان اسرائیلی، در کنار دیواری پناه گرفته بودند و سرانجام پس از چند ثانیه، در زیر گرد و غبار حاصل از شلیک گلوله ها، این پدر و پسر نشان داده می شد که در حال جان دادن هستند؛ و یا در صحنه هایی دیگر نشان داده می شد که جوانانِ فلسطینی زیر مشت و لگد سربازان اسرائیلی قرار دارند. حالا اما، مردم ایران نه از طریقِ تصاویر ویدیویی، که در جلو چشمان خودشان؛ و نه جوانان فلسطینی، که فرزندان خودشان، جلو چشمانشان با گلوله پرپر میشد. اینبار سربازان اسرائیلی نبودند که این خشونت را انجام می دادند، بلکه فرقه ای وحشی تر و سفاک تر و پست تر به نام بسیجی ها و ولایتی ها بودند، که جنایاتی صدها بار بدتر جلو چشمان مردم انجام می دادند. اگر تعداد صحنه های کشته شدن فلسطینی ها از انگشتان دست تجاوز نمی کرد، حالا از هر 100 ایرانی، 1 نفر در موبایلش یک فیلم آماتور داشت که وحشیگری های این فرقه ی وحشی را نشان می داد. شرایط ایران بعد از انتخابات 88 و جنایات و تجاوزاتِ سیستماتیکی که در زندان ها صورت گرفت، صدها بار هولناک تر از وقایع فلسطین و لبنان بود.
انتظار چه بود؟ حکومتی که صد ها بار بدتر در حق شهروندان خود کرده بود، آیا حق دارد و یا می تواند حامی مردمِ ظلم دیده در جایی دیگر باشد؟ اینجا بود که بر طیفِ خاکستری، حجت تمام شد که این حکومت نه دلش برای اسلام سوخته و نه برای انسانیت. غزه و لبنان؛ نه آنطرفِ مرزها که تهران و شیراز و اصفهان و مشهد و اهواز و تبریز بود. اینجا بود که مردم شعار سر دادند: » نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران »
اگر در اسرائیل فرقه ی صهیونیسم داریم، در ایران فرقه ی «ولایتی ها» را داریم. اولویت برای مردم ایران ابتدا ریشه کن کردن فرقه ی «ولایت» است و بعد حمایت از مردم فلسطین. نمی توانیم برای امام حسینی که با آزادگی زندگی کرد، سینه بزنیم، اما خود در اسارت زندگی کنیم. نمی توانیم چراغی را که به خانه ی خودمان رواست به مسجد محله مان بدهیم.
و در یک کلام، مشکل امروز مردم ایران، بنیادگرایانِ یهودی نیستند بلکه بنیادگرایانِ اسلامی داخلی هستند.
امید، رساترین اعتراض ماست
سبز می مانیم تا آزادی … تا ابد

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: