|
شما در حال خواندن ...
واقعیات

آیت الله هایی که آلتِ دست حکومت شده اند

زمانی که در مقطع دبیرستان، تاریخ داشتیم، آنهم تاریخی که جمهوری اسلامی
تولید کرده بود، همیشه قهرمانِ هر درس، اول یک آیت الله بود و بعد هم
نهایتاً شاید یک ریش سفید. آیت الله فلان جلو پادشاه ایستاد، آیت الله فلان حکم تحریم تنباکو را داد، آیت الله … .
در کل اینگونه حس می شد که هر وقت حکومتها عرصه را بر مردم تنگ می کردند،
روحانیونی بودند که ترسِ مخالفت با رژیم حاکم را نداشتند و پناهگاهی برای
مردم بودند. یک فتوا می دادند و دولتی را مات می کردند. این آیت الله ها
پاک بودند، مشکلات مردم را حل می کردند، حامی مظلومان بودند، انسانیت
برایشان مهم بود تا نزدیکی به دربار، شجاع بودند، زیر بار حرف زور نمی
رفتند، به فقرا کمک می کردند و در مجموع در کتاب های تاریخ بت هایی
داشتیم بنام «آیت الله» ها؛ که اتفاقاً بت شدنشان یکی بدلیل پاکیشان بود
و یکی به این خاطر که حامی مردم بودند و با مردم بودند.
زمان گذشت، وارد واقعیت زندگی شدیم، کمی اطرافمان را شناختیم، می
توانستیم اخبار را بشنویم و برای خودمان قضاوت کنیم. از همین زمان بود که
تناقض ها شروع شد، حکومتیان کوی دانشگاه را به خاک و خون کشیدند، هر چه
منتطر ماندیم یک «آیت الله» از خون های به ناحق ریخته شده دفاع کند، هیچ.
حکومتیان از «آقا» بت ساخته بودند و به جای خدا او را می پرستیدند، هر چه
منتظر ماندیم یک «آیت الله» دعوت به یکتا پرستی و دوری از طاغوت کند،
هیچ. جوانهایی در زندان ها به جرم دفاع از مظلومان، شکنجه می شدند و جان
می دادند، هرچه منتظر ماندیم یک «آیت الله» دعوت به راستی کند، هیچ. سال
84 رای مردم را دزدیدند و دروغ گفتند، هر چه منتظر یک «آیت الله» شدیم که
دعوت به راستی کند، هیچ. تورم و گرانی کمر مردم را شکست، مردم خودسوزی می
کردند و حکومتیان سرمست از پول های نفت، عیش و نوشی برپا کردند، هر چه
منتظر یک «آیت الله» ماندیم، هیچ. باز در 88 حکومتیان رای مردم را
دزدیدند، مردم را زدند، گرفتند، شکنجه کردند، تجاوز کردند، دزدیدند، به
ناحق خون ریختند، دار زدند، کشتند، باز هم هر چه منتظر یک «آیت الله»
بودیم که پناهگاه مردم باشد، به جز اقلیتی، هیچ.
عجیب بود نه به آن تاریخ و نه به این واقعیت. کلاً «آیت الله ها» در چند
مورد رویت می شوند، روز رای گیری از تلویزیون دیده می شوند که دارند در
یک کارتن برگه ای می اندازند، یا احتمالاً چون «سروش» یا «کدیور» از راهِ
خودشان دعوت به خداپرستی کرده اند زیر بیانیه ای را امضا می کنند که
ایندو مرتدند، یا در حال جواب دادن به سوال هایی از این دست هستند که اگر
دست مردی در فضا به دستِ زنی خورد، حکمش چیست. به این موارد چند مورد
کوچک دیگر را هم اضافه کنید، غیر از این ها دیگر هیچ. (غیر از آیت الله
هایی مثل ایت الله منتظری که الحق آیت الله بود یا افرادی مثل آقای صانعی و دستغیب و شبیرزنجانی و کدیور).
دیشب یک سری انسان های مسخ شده، به دفاتر آیت الله منتظری و صانعی حمله
کرده اند. اشتباه نکنید، این حمله توسط حکومتی انجام گرفته که ادعای
اسلامی بودن و شیعه بودنش گوش فلک را کر کرده است. آن مراجعِ ظلم ستیز
کجایند؟ آیا سکوت مراجع در مقابلِ این همه ظلم، جای سوال ندارد؟

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

Trackbacks/Pingbacks

  1. بازتاب: ایة الله هائی که آلت دست حکومت شده اند « انقلاب سبز مردم ایران - 15/06/2010

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: