|
شما در حال خواندن ...
تحلیل و تفسیر, دروغ، حیله و نیرنگ

تشابه رؤسای جمعه و جمهور

محمد جواد اکبرین

خطبه نماز جمعه چهاردهم خرداد ثابت کرد که رابطه بین آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد فقط یک رابطه نزدیک نیست (آن گونه که در اولین خطبه پس از انتخابات اعلام کرده بود) بلکه تشابه همه جانبه و محاسبه شده ای است که کشور را به نقطه مشخصی می برد.
در نخستین برداشت از این خطبه، به چند نمونه تشابه اشاره می شود:

الف) عادت به دروغ

بسیاری از مردم ایران، احمدی نژاد را به وعده ها و آمارها و اخبار و تحلیل های دروغ می شناسند و انتخابات 22 خرداد سال گذشته نیز در روزهای آخر به جنبشی علیه دروغ تبدیل شد. اما آیت الله خامنه ای به درو غگویی مشهور نیست زیرا بسیار زیرکانه تر از رییس جمهور تازه کارش دروغ می گوید. نمونه های دروغ را در این خطبه ببینید:

یک: او مدعی است که بر اساس نص صریح خط امام حرکت می کند و مخالفان او نسبت به خط امام، کج اندیشی دارند. از نظر او «خلاصه خط امام در وصیت نامه او آمده و مبانی امام در این وصیت نامه منعکس شده است». وصیتنامه آیت الله خمینی به صراحت «قوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها» را از دخالت در فعالیت سیاسی منع کرده و از «رهبر و شورای رهبری» خواسته است «با قاطعیت از این امر جلوگیرینماید تا کشور از آسیب درامان باشد».
علاوه بر وصیت نامه، در سخنرانی هایش هم چنان نسبت به سیاسی شدن سپاه هشدار داده که قابل تأویل نیست:
«برای سپاهی ها جایز نیست که وارد بشنود به دسته بندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکیطرفدار آن یکی، به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می گذرد؟ در امر انتخابات باز همبه من اطلاع دادند که بین سپاهی ها باز صحبت است. خب! انتخابات در محل خودش داردانجام می شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند؟ برایسپاه جایز نیست این. برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آنمطلبی که به عهده اوست باز می دارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، درکردارمان که در محضر خدای تبارک و تعالی واقع است باید فکر بکنیم.» (صحیفه امام ج 19، ص 12)
رهبری آیت الله خامنه ای از آغاز بر قدرت سپاه استوار بود و اکنون تمام خواسته های سیاسی اش از جمله سرکوب منتقدان و معترضان و اداره «کهریزک های سیاسی» را با کمک سپاه دنبال می کند. سپاهیان بخش اعظم سیاست و اقتصاد را به دست گرفته اند و فرمانده سپاه به صراحت از این رویکرد دفاع می کند. التزام به وصیت نامه آیت الله خمینی با بقای قدرت سیاسی دومین رهبر جمهوری اسلامی منافات دارد. اما وی لازم می بیند با تکرار این دروغ، آن را فراگیر و باور پذیر کند.

دو: آیت الله خامنه ای مانند رییس جمهورش اعتراض های مردم و راهپیمایی های میلیونی پس از انتخابات را حاصل اتحاد فتنه گران و حمایت های خارجی میخواند و راهپیمایی هواداران خود را که قبلا دهها میلیون نفری توصیفش کرده بود را ملاک پاسخ مردم به فتنه گران می شمارد و نتیجه می گیرد که پایه های نظام در این یکسال محکم تر شده است. این در حالی است که تقریبا همه مراکز رسمی راهبردی در جمهوری اسلامی (از مرکز پژوهش های مجلس تا سازمان بازرسی کل کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام) به اشارت یا صراحت، از فساد اداری و اقتصادی و سیاسی در داخل و ضعف و انزوای نظام در خارج، ابراز نگرانی می کنند و پی در پی، آمار و گزارش می دهند. اما یک دروغ گوی حرفه ای علیرغم همه این گزارش ها بازهم پایه های نظام را محکمتر از همیشه می خواند.

سه: او برای چندمین بار در سالهای گذشته مخالفان و منتقدانی که از رهبران و مؤسسان جمهوری اسلامی بوده اند را با طلحه و زبیر در تاریخ صدر اسلام مقایسه می کند. صرف نظر از آشفتگی و آلودگی این متد از تحلیل تاریخ، لازمه این روایتِ نارسیزیستی (خود پرستانه) این است که آیت الله خمینی در حقانیت، با پیامبر گرامی اسلام مقایسه می شود و جانشین او با امام علی بن ابی طالب و هر که با آنها باشد در «صراط حقیقت» است و هر که منتقد و مخالف شان باشد منحرف از حقیقت! و کدام مسلمانِ محمد شناس و شیعه ی علی شناسی است که باور کند این دو تن، نسخه هایی از آن بزرگوارانند؟

چهار: آیت الله خامنه ای خطاب به منتقدان ماجراجویی های محمود احمدی نژاد در نابودی اسراییل می گوید: مهمترین دلیل برای نابودی اسراییل این است که امام خمینی این رژیم را غده سرطانی خوانده و غده سرطانی باید محو و نابود شود. راستی هر چه آیت الله خمینی در گذشته گفته است (تنها به این دلیل که او گفته است) امروز از نظر رهبر کنونی قابل دفاع است؟ آیت الله خمینی گفته بود: «ما اگر از صدام بگذریم از آل سعود نمی گذریم» چگونه است که تصاویراحمدی نژاد در آغوش پدرانه ی «خادم الحرمین الشریفین» به عنوان سند افتخار روابط حسنه، همه جا منتشر شده است و صدها تحلیل و تشویق در موفقیت دیپلماسی جمهوری اسلامی از آن ساخته اند؟ اگر دولت سعودی از صدام که آتش افروز جنگ و قاتل فرزندان ما بود بدتر است حکایت رفاقتِ گرمابه و گلستانی خانواده و نزدیکان آیت الله خامنه ای با برخی از سران سعودی در سفرهای واجب و مستحب حج چیست؟ کاش آقای حداد عادل خاطرات خود را درباره پاره ای از این سفرهای خانوادگی منتشر کنند تا همه بدانند که نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی تا چه اندازه در بارگاه آل سعود، عزیز و موجّه و محترمند!

ب: لمپنیزم ادبی

آیت الله خامنه ای در خطبه نماز جمعه تهران می گوید: «اسراییلی ها مثِ سگ دروغ میگن»! این ادبیات کسی است که سیاست های کلی جمهوری اسلامی را تصمیم می گیرد و تبیین می کند. البته گفتمان آیت الله خامنه ای در این بیست و یک سال رهبری از لمپنیزم ادبی بی بهره نبوده است اما آیا کسی تصور می کرد که تحت تأثیر رییس جمهور محبوبش به این عمق از لمپنیزم ادبی و سیاسی سقوط کند؟
وقتی محمود احمدی نژاد مخالفان و منتقدان خود را بزغاله نامید و میلیونها انسان معترض را خس و خاشاک خواند، یک جامعه شناس ایرانی این لحن را در ادبیات سیاسی متعلق به دسته «لمپن پرولتاریا» شناخت و گفت: «این گروهها نه فقط محرومترین گروه ها به دلیل در حاشیه ماندن هستند، بلکه هیچ قانونی و عرفی را به رسمیت نمی شناسند و از خشن ترین و بی ادبانه ترین ادبیات و لحن در جامعه برخوردارند و جمهوری اسلامی ایران روز به روز بیشتر به سوی حکومت لمپن ها سوق پیدا کرده است.» اینک گویا حکومت لمپن ها از سطح ریاست جمهوری به ولایت فقیه ترفیع یافته است.

ج: دعوت به جنگ

وقتی محمود احمدی نژاد بر نابودی اسراییل و نفی هولوکاست اصرار می کرد پاره ای از تحلیلگران معتقد بودند که «یک حکومت نظامی ناتوان در تفاهم داخلی، قدرت خود را در جنگ با دشمن خارجی جستجو می کند تا بتواند به بهانه «ضرورت اتحاد در برابر دشمن خارجی» همه صداهای اعتراض در داخل را خفه کند و حجت موجهی در این خفقان داشته باشد و بقای خویش را تضمین کند» این تحلیل می گفت که بزرگترین نعمت برای دولت احمدی نژاد آن است که موفق شود همپایگان تندروی اسراییلی اش را به جنگی هر چند هزاران کیلومتر دورتر از این خاک، ترغیب کند چنان که در سال 2006 چنین کرد. خطبه آیت الله خامنه ای نشان داد که او نیز مانند رییس جمهور محبوبش خروج از بن بست رویارویی با جنبش سبز را در برافروختن آتش جنگ می داند.
بزرگترین مقام نظام، با بازخوانی سخنی از بنیانگذار جمهوری اسلامی، رسما تئوری محو اسراییل را در جمع سپاهیان و بسیجیان شرکت کننده در نماز جمعه اعلام می کند و در خطبه دوم نماز، درست در آستانه یکسالگی جنبش سبز، فقط از اسراییل و کنفرانس ان پی تی سخن می گوید. مدافعان خوش باور «درایت رهبری» اینهمه تشابه بین این دو تن را چگونه توجیه می کنند؟

از مقوله ی «تشابه ها» که بگذریم؛ آیت الله خامنه ای اما در پایان خطبه اش سخنی امیدوار کننده دارد؛ او می گوید شرط پیروزی بر منتقدان و مخالفان (و به تعبیر او فتنه گران) التزام به تقوای الهی است و تصریح می کند که: «آنچه ما را در این راه آسیب ناپذیر می کند تقواست».

اگر سخن خطیب جمعه درست باشد مژده بزرگی به منتقدان خود داده است؛ زیرا او و دولت منصوبش چنان آلوده به فساد و به بی تقوایی اند که راهی به «عاقبت به خیری» ندارند… والعاقبة للمتّقین

منبع: جرس

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: