|
شما در حال خواندن ...
واحد درسی, تحلیل و تفسیر

فمینیسم و دین

حسین هوشمند

یادداشت حاضر معطوف به نقد و نظری کوتاه به مساله برابری جنسی – به عنوان مهمترین اصل و مدعای فمینیسم – و نسبت آن با ارزش ها و آموزه های دینی است. سه رویکرد متفاوت و متعارض در فلسفه سیاسی معاصر (عمدتا در سنت انگلو امریکن) به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است. ضمن بحث در باره قوت و ضعف استدلالهای دو رویکرد متقدم، از رویکرد سوم که سازگاری دین و برابری جنسی را علی الاصول امری ممکن و مطلوب می داند دفاع شده است.

در ادبیات فلسفی معاصر، دو رویکرد فمینیستی غالب و به کلی متمایز در زمینه چالش دین و برابری جنسی Sexual equality)) – برابری اخلاقی و حقوقی زن و مرد – به چشم می خورد: فمینیسم انسان گرای سکولار (secular humanist feminism) و فمینيسم سنت گرا (traditionalist feminism). رویکرد نخست- انسان گرائی سکولار- با نفی عقلانیت باورهای دینی تعارض بین دو مقوله مذبور را اساسا جدی تلقی نمی کند. از دیدگاه فمنیستهای سکولار – که به افول یا زوال دین (decline of religion) یا دست کم به شخصی شدن (privatization) آن باور دارند – ادیان ،در طول تاریخ، به عنوان عاملی قدرتمند در به سیطره کشیدن زنان ، نفی کرامت انسانی و نقض حقوق اساسی آنها عمل کرده اند و لذا بدیهی است که زنان از کنار گذاشتن دین از حوزه عمومی (سیاسی ، اجتماعی) استقبال کنند.

بسياري از فمينيستهاي سكولار كه كه بهسنت ماركسيسم تعلق خاطر دارند با تاثير پذيرفتن از آرا و اندیشه های كارل ماركس در زمينه دين شناسي ، عموما موضع خصمانه اي نسبت به باورهاي ديني دارند و اساسا هرنوع كاركرد مثبت دين در زندگي فردي واجتماعي را انكار مي كنند . در سنت لیبرالیسم نيز ديدگاههاي بدبينانه و خصمانه نسبت به دين – في المثل در آثار برتراندراسل – فيلسوف تحليلي نامدار قرن بيستم- مشهود است. اما در این سنت فکری، رويكرد مبتني بر ستيزه جویي آشكار با باورهاي ديني ، رفته رفته با رويكردي كه گرايش به مغفول گذاردن دين دارد ، جايگزين شده است. در كتابها و مقالات متعددي كه امروزه در زمينه فلسفه سياسي و اجتماعي با رويكردي فمينيستي به رشته تحرير درمي آيد مطلقا اثري از دين نيست يا بندرت به آن توجه شده است. در حاليكه در اين نوع نوشتارها ، مطالب بسياري در باره ي اموري مانند محيط زيست و گياه خواري كه با برابری جنسی و حقوق زنان ربط وثيقي ندارد مشاهده مي شود.1

با این وجود، پاره اي از مدافعان انسان گرائي سكولار متعلق به سنت لیبرالیسم به آزاديهاي ديني در چارچوب اصول و ارزشهاي مقبول سكولاريزم حرمت مي گذارند. اين دسته ازمدافعان فمينيسم با پيروي از كانت، بر آن هستند كه باورهاي ديني بايد در چهار چوب مرزهاي عقل محض (pure reason) محدود شوند. براي مثال، سوزان اكين در آثار متعددش خصومتی با باورهاي ديني نشان نمي دهد اما بر اين امر تاكيد مي ورزد كه دين و ارزشهاي ديني تا جاییکه از محدوده خرد سكولار فراتر نروند و در تضاد با هنجارهاي لیبرالیسم قرار نگيرند ، قابل تحمل و اعتنا هستند.2

رويكرد دوم – فمینيسم سنت گرا – همچون انسان گرايان سكولار، چالش دين و برابري جنسي را به جد نمي گیرد. فمينيستهاي سنت گرا بر اين باورند كه تعاليم و ازرش های اخلاقي – ديني هر جامعه اي مقبولترين ملاك ها را براي تعيين حقوق زنان به دست مي دهند. از این نقطه نظر، هنجار ها و ارزشهاي اخلاقي كه ريشه در فرهنگ بومي نداشته باشند همواره به دیده ترديد نگريسته مي شوند، و مهمتر آنكه به چالش طلبيدن باورهاي سنتی ديني به هیچ وجه امر مطلوبی تلقی نمي شود. زیرا، به گمان سنت گرایان، مناقشه در باورهاي ديني و نقد آنها، هويت اخلاقي جامعه ای كه از دين نشات می گیرد را مورد تهديد قرار خواهد داد. به بیان دیگر، با نقد آموزه های دینی، تعاليم و ارزشهايي را كه در طي قرون متمادي هويت اخلاقي مردان و زنان را شکل داده و به زندگي آنها معنا بخشيده است، به مخاطره خواهد افتاد.3

رويكرد مذكور با وجود اينكه دربرگيرنده پاره اي از نكات قابل تامل است اما از نقصان اساسي در مبانيش رنج مي برد؛ فمینيستهاي سنت گرا به نسبیت گرایي فرهنگي (cultural relativism) گرايش دارند. به گمان آنها، اطلاق و تعميم يك سلسله هنجارها و ارزشهاي اخلاقي خاص به جوامع و فرهنگهاي گوناگون، امري نا ممكن و نامطلوب است. به بيان ديگر ، آنها کلیت و جهانشمولی (universality) هنجارهاي اخلاقي را انكار مي كنند. اين رويكرد بر آنست كه فضايل و هنجارهاي اخلاقي برگرفته از فرهنگ هاي بومي در قیاس با هنجارهاي اخلاقي جهانشمول، برای آنها سودمند تر هستند. بدین ترتیب، رويكرد فمينيستي سنت گرا با طرح مدعیات نسبیت گرايانه خود، علاقه افراد و گروه هاي ضد فمينيستي در كشورهاي رو به توسعه را به خود جلب كرده است . اين دسته از افراد و گروهها که به اصالت فرهنگ سنتي و بومي معتقد هستند، با هر صورتی از مدرنيزه شدن به مقابله دست می زنند و بر این باورند كه ارزشها و هنجارهاي نهفته در فرهنگ بومي شان ماهيتا ناسازگار و متعارض با ارزشهاي اخلاقي مدرن اند. از اين رو، آنها با دموکراسی و حقوق بشر به مثابه عناصر تحميلي فرهنگ غربي، عمیقا دشمنی می ورزند.

انتقاد از رويكرد فمينيستي سنت گرا، به اين معنا نيست كه ديدگاه فمينيستي مبتني بر انسان گرايي سكولار ( رويكرد اول ) عاری از خطا و خلل است. در واقع اين رويكرد نیز با اشکالات اساسي در تاکتیک های عملي و نیز در مبانی نظري اش مواجه است. از خطاهاي بارز ديدگاه فمينيستي مبتني بر انسان گرايي سكولار اين است كه به دليل غفلت از نقش مثبت و سازنده آموزه ها و باورهاي ديني، قادر نيست تا حمايت نيروهاي فمينيستي نهفته در درون سنتهاي گوناگون ديني را به خود جلب كند. جریان هاي فمينيستي دين باور –که اکنون بطور فزاینده ای گسترش می یابند- بر اين نکته تاکید می ورزند كه صرفا با استناد به عملكرد قرائت های حاکم و رسمي از دين كه عمدتا در جهت انکار یا تضییق حقوق زنان بوده است، نباید و نمي توان نقش پاره اي از قرائت هاي ديني – بعنوان يكي از موثرترين عوامل در جهت پيشبرد عدالت، دفاع از حقوق انسانها و الهام بخش اصلاحات اجتماعي را نادیده گرفت. بطور مثال، جنبش های اجتماعی عليه برده داری abolitionism)) در قرن نوزدهم و دفاع از حقوق و آزادي های برابر مدني (به رهبری مارتين لوتركينگ) در آمريكا و جنبش رهائي بخش و ضد استعماری در هند به رهبري گاندي، ريشه در آموزه ها و باورهاي ديني دارند. همچنين پاره اي از فمینيستهاي مسلمان، مفهوم عدالت در اسلام كه متضمن كرامت انساني و برابري در منزلت مردان و زنان است را مبناي تئوریک استواری – به مثابه معیار اخلاقی جهانشمول – در جهت مبارزه برای احقاق حقوق خویش تلقي مي كنند.4

در واقع، فمينيستهاي سكولار با انكار واقعیت کثرت گرایی معقول که مهمترین مشخصه جوامع مدرن است، با ناديده گرفتن کارکرد موثر و بر انگيزاننده ارزش ها و سمبل هاي مذهبي، و با باور به اينكه اگر آموزه های ديني با فلسفه اخلاقي ليبراليسم مطابقت نداشته باشند بايد كنار گذاشته شوند، باورها و ارزشهاي مقبول فمينيستهاي دين باور را مورد بي حرمتي قرار مي دهند و از تاييد و حمايت آنها محروم مي مانند. بدین ترتیب، چنانکه در هند، ترکیه، ايران و كشورهاي عربي مشاهده مي شود فمينيستهاي سكولار از پيشبرد ايده آلهاي برابري خواهانه خويش باز مانده اند و قادر به ايفاي نقشي موثر و فراگير نيستند.

بر خلاف دو رويكرد پیشین یعنی انسان گرائي سكولار و سنت گرائي، در اينجا به ديدگاهي متفاوت و بدیل اشاره می کنم كه هدف آن معطوف به آشتي دادن و سازگاري بخشيدن دين و برابري جنسي است.5 این رويكرد -كه از ليبراليسم سياسي جان رالز (John Rawls) الهام می گیرد- به جاي ستيزه جويي يا غفلت از آموزه هاي ديني، بر اين باور است كه دفاع از کرامت و حقوق زنان یا برابری جنسی، منحصر به نظام هاي اخلاقی- فلسفی سكولار نيست، بلكه پيروان سنت هاي ديني گوناگون،علی الاصول مي توانند دلايل معقولی كه معلول باز اندیشی در بنيانهاي دستگاه اعتقادي شان است را در تاييد و دفاع از اين حقوق ارائه نمایند.

سه اصل اساسي كه رويكرد مزبور بر آنها مبتني است را مي توان به صورت زير تقرير كرد:

باور به ارزش ذاتی اديان. اين رویکرد، از نگاه ابزارانگاری (instrumentalism) به دين امتناع مي ورزد و بر اين باور است كه اديان در تحقق آرمانهاي انساني نقشي حياتي ايفا مي كنند. کوشش براي فهم معناي غايي حيات – خواه بصورت جمعي و خواه مبتني بر تجربه هاي شخصي – يكي از مهمترين وجوه زندگي انسانها در تاریخ است و بدون شك، دين همواره يكي از غني ترين منابع و عام ترين روش هاي نيل به چنين هدفي را در اختيار آدمیان نهاده است. از سوي ديگر، دين بعنوان يك دستگاه معرفتی و اخلاقی جامع، نقشي بنيادي در جنبه هاي گوناگون زندگي آدميان مانند خلاقيت هاي هنري، تعهدات اخلاقي و كوششهاي عقلاني دارد. و مهمتر آنكه دين به بقا واستمرار فرهنگي جوامع مختلف خدمت شاياني مي كند. این رويكرد، اگر چه به ارزشهاي اخلاقي لیبرالیسم (مانند مدارا، عدالت و دموکراسی) عميقا ارج مي نهد، اما بر آن است كه خصومت و يا غفلت از آموزهای معقول دينی موجب محروميت آدميان از غني ترين منابع برای معنا بخشيدن به زندگي مي گردد و از این رو، به تهي شدن یا دست کم نحیف شدن بنيان هاي هنري، اخلاقي و معنوي جوامع بشری مي انجامد. از این رو به نظر می رسد که افراد، گروهها و خصوصا نظام های سیاسی سكولار كه همتشان مصروف محو یا تضعيف باورها و ارزشهاي ديني و نفی اشكال و شیوه هاي ديني زندگی شده است، خطاي عظيمي را مرتكب مي گردند.

حرمت نهادن به آدميان. اين اصل مبتني بر يكي از بنيادي ترين اصول فلسفه اخلاق مدرن، يعني خود آييني (autonomy) است. مطابق با اين اصل – كه فلسفه سياسي ليبراليسم کلاسیک از آن نشات گرفته است – هر انساني از حق آزاديهاي فردي بمنظور تحقق قابلیتهای عقلانی واخلاقی خویش برخوردار است. بدون شك، ارزش خود آييني اخلاقي وابسته به این است كه به گزينش خير و نيكي بينجامد. در نظريه هاي دموكراسي غالبا اظهار مي شود كه از مهمترين ملاكهاي مشروعيت نظامهاي سياسي، تامين و تضمين حق خودآئینی یا حق آزادي وجدان ( آزادي فكري و ديني ) است. یک رژیم سیاسی مبتني بر دموكراسي، نمي تواند حقوق اساسی شهروندانش – فی المثل حق انديشيدن و عمل كردن به باورهاي اخلاقي وديني (یا آزادی وجدان)- را از آنها سلب كند، البته تا جائيكه آزادي وجدان، مايه رنج و عذاب ديگران را فراهم نسازد (نظیر (hate speech.

اگر اصل مذبور را صادق بدانيم، به نظر مي رسد که ديدگاه فمینيستي مبتني بر انسان گرايي سكولار، به عنوان یک نظریه فلسفی، موجه و قابل دفاع نخواهد بود. زيرا هنگامي كه ادعا می شود آدميان نمی توانند معناي غايي حيات را به شيوه هاي دلخواه خود – از جمله شيوه ديني – جستجو كنند، حتي اگر بر اين باور باشيم كه ما بر حقم و ديگران راه خطا مي پويند، به آنان حرمت ننهاده ايم و حق خود آئیني یا تعيین سرنوشت (self-determination) را برای آنها انكار كرده ايم. از اين رو، فمینيست سكولار با نفی کثرت گرایی معقول، در تضاد با اساسی ترین آموزه اخلاقی ليبراليسم قرار مي گيرد.

كثرت و تنوع دروني اديان. يكي از ويژگي هاي اساسي سنت هاي ديني، آميختگي آنها از قرائت هاي متکثر و گوناگون است. وجود تنوع و تکثر و حتي تضاد و تعارض در ساختار دروني يك فرهنگ خاص، از اصول مفروض در مطالعات فرهنگي ((cultural studies و مردم شناختی است. اين اصل در حوزه دين شناسي بطريق اولي صدق مي كند. در تاريخ اديان، هيچ سنت ديني كه صرفا بر محور مرجعيت واحدي تداوم يافته باشد پدید نيامده است. سنت هاي ديني عمدتا تركيبي هستند از تنوع آيين ها و باورها و تكثر تفسيرها و قرائت ها از جمله قرائت هاي زنان از سنت ديني خود كه به دليل سلطه قرائت رسمي مورد غفلت واقع شده اند. ماهيت پوياي (dynamic) سنت هاي ديني كه از يك سو معلول بسط تئوريك آنها و از سوي ديگر محصول انطباق با مقتضيات عصري است، همواره قرائت ها و پاسخ هاي نوين را امکان پذير مي سازد. ارائه تفسيرهاي عقلاني و عصری از آموزه های دینی می تواند زمینه هاي مناسبي را در جهت آشتي دادن آنها با هنجارهاي اخلاقي مدرن -از جمله برابري جنسي – تدارك ببيند.

ناديده انگاشتن تنوع و تکثر قرائت هاي درون ديني موجب شده است تا فمینيست سكولار – كه باور هاي ديني را در تضاد با بسط یا بهبود حقوق زنان مي داند – نهايتا با فمینيست سنت گرا – كه به انحصار طلبي ديني (exclusivism) گرايش دارد، همراه شده و عملا در خدمت هدف واحدي قرار گيرند.

در مقابل، رویکرد سوم می کوشد تا با امتناع از محدود کردن تفسیر و توجیه برابری جنسی براساس سنت اخلاقی سکولار ، از ایجاد موانع غیر ضروری برای پذیرش آن اجتناب ورزد. این امر به سنت های اخلاقی و دینی متفاوت و قیاس ناپذیر(incommensurable) وا گذاشته شده است تا هر کدام از آنها در پرتو ساختارهای پیچیده درونی شان و با توسل به روش های تفسیری و استدلالی گوناگون بتوانند مبانی و ایده های مشترک جهت تصدیق کرامت و برابری زنان را با اصطلاحات و زبان خاص خود بیان کنند.

[1] برای مثال نگاه کنید به Diana Meyers, ed. Feminist Social Thought: A Reader (Routledge, 1997).
[1] بنگرید: Susan Okin, Is Multiculturalism Bad for Women? eds. G. Cohen and M. Nussbaum (Princeton University Press, 1999).
[1] رجوع شود به Christian Sommers, Who Stole Feminism? (New York: Simon and Schuster, 1994).
[1] برای نمونه رجوع شود به Amina Wadud, Qur’an and Woman: Rereading the Sacred Text from a Woman’s Perspective (Oxford University Press, 1999). And Khaled Abou El Fadl, Speaking in God’s Name: Islamic Law, Authority and Women (Oneworld, 2001).

[1] نگاه کنید به Martha C. Nussbaum, Women and Human Development (Cambridge University Press, 2000). دریادداشت حاضر از این کتاب نوسباوم و مقاله او تحت عنوان Rawls and Feminism بسیار بهره گرفته ام.

منبع: جرس

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: