|
شما در حال خواندن ...
واقعیات, تحلیل و تفسیر, جنبش سبز

ماشین تبلیغاتی حکومت پنچر است

سهرابستان

شرط اول پذیرش ولایت فقیه، تعطیل کردن عقل و مرخص کردن اندیشه است. متقابلاً ولایت فقیه نیز فقط در بستر خودباختگی و بی ارادگی محض، امکان جریان یافتن پیدا می کند. فکر و اندیشه راهبری، در انحصار ولی فقیه باقی می ماند و پیروان، فقط وظیفه تقلید و تکرار دارند. سی و یک سال کارکرد بی حاصل ماشین تبلیغاتی جمهوری اسلامی نیز ریشه در همین نکته دارد.
در حالیکه در حکومت پهلوی، حوزه های علمیه و دانشگاهها دهها اندیشمند و نظریه پرداز تولید کردند که فارغ از درستی یا نادرستی اندیشه هایشان، حرفی برای گفتن و مطالبی برای نوشتن داشتند، جمهوری اسلامی با همه ادعاها و لاف گزاف زدن، محصولی برای عرضه در این وادی ندارد. نه فیلسوف و نه اسلام شناس و نه مفسر قرآن و نه هیچ صاحب قلمی که ارزش مطرح شدن داشته باشد. هنوز هم کتابهای شریعتی و مطهری و علامه جعفری و تفسیر المیزان علامه طباطبائی و امثالهم تجدید چاپ می شود که همگی محصولات حکومت قبلی هستند، حکومتی که نه ادعای اسلامی داشت و نه ادعای جمهوری. این فقر فرهنگی حتی در عرصه ادبیات و علوم نیز کاملاً مشهود است. ستاره های درخشان ادبیات و علوم نیز پرورش یافته حکومت قبلی هستند که در همان دوران درخشش یافتند و آثار ماندگاری را بر جای گذاشتند.
جوانهای 20 ساله دوران انقلاب، اکنون پنجاه سالگی را پشت سر گذاشته و به سراشیبی عمر رسیده اند ولی افسوس، در حکومتی که ادعای اسلامی بودن و جمهوریتش گوش فلک را کر کرده است، هیچ چهره شاخصی که حرفی برای گفتن داشته باشد پا به عرصه نگذاشته است. براستی چرا علوم و ادبیات و هنر دچار چنین رخوت و سکونی شده است؟ چرا در حکومتی که به ادعای آقایان، ضداسلامی و نوکر بیگانه و دیکتاتور بوده، در دوره 50 ساله پهلوی، اینهمه ستاره های درخشان علمی و فرهنگی متولد شدند ولی در حکومت ولایت فقیه این روند متوقف شد؟ کدامیک دشمن اندیشه بودند، حکومت شاهنشاهی یا حکومت فقها؟
اگر حتی ادبیات و علوم و هنر را غیر اسلامی بشمار بیاوریم، جمهوری اسلامی چند نفر فیلسوف اسلامی و مفسر قرآن و نهج البلاغه و اسلام شناس در این سی و یک سال تحویل جامعه داده است؟ چند تا علامه طباطبائی و مطهری و علامه جعفری و شریعتی ساخته اند؟ آیا این تئوری عقب مانده و ضد عقلانی ولایت فقیه نیست که مسبب این نازائی است؟ فیلسوف و اسلام شناس و مفسر قرآن پیشکش، حتی نویسنده معمولی و صاحب قلمی هم که حرفی برای گفتن داشته باشد ندارند.
آیا این کویر خشک و بی محصول فکری و فرهنگی را هم می توانند به گردن توطئه های استکبار جهانی بیندازند؟ آیا دستان امپریالیسم از آستین حوزه ها هم بیرون آمده و مانع تولد اندیشمندان ساخت «جمهوری اسلامی» شده است؟
تنها توفیق جمهوری اسلامی تربیت تعدادی لُمپَن در عرصه های سیاسی و هنری بوده که اوج هنرشان، ساخت فیلمی است که بواسطه تمسخر جبهه های جنگ و رزمندگان، تماشاچی را بخاطر تشابه بوی تراوشات فکری کارگردان با بوی گاز شیمیایی، به خندیدن دعوت می کند. لودگی و انحطاط فکری بجای هنر به مخاطبین قالب شده و افتخار می کنند که فروش میلیاردی داشته اند ولی قادر به درک این نکته نیستند که مردم به خودزنی و به تمسخر ارزشهای ادعایی حکومت توسط پایورانش می خندند و نه به هنر فیلمسازی ایشان. موفقیت دیگرشان نیز دانشمندانی هستند که از کارتون تام و جری تا سیندرلا را تفسیر علمی می کنند یا اینکه در شوهای تلویزیونی با ادبیات چاله میدانی، رخدادهای داخلی و بین المللی را تجزیه و تحلیل می کنند.
در مصاف با جنبش سبز نیز حکومت با فقر و تهیدستی کامل وارد میدانی شده است که پیشاپیش بازنده آن است. جنبش سبز سرشار از اندیشمندانی است که تولید «فکر» می کنند و با عمیق ترین استدلالها حکومت را به چالش می کشند و در مقابلشان عده ای قرار دارند که طبق بخشنامه و دستورالعمل، به فحاشی و لگدپراکنی مشغولند. کافی است یکی از نشریات یا وبگاههای ایشان را مورد نظر قرار دهید، بآسانی می توان حدس زد که دستورالعمل این هفته چیست، به چه کسانی باید حمله کنند و چه لیچارهایی را باید تکرار کنند. حکومت هم دلش خوش است که تعدادی حقوق بگیر را در تویتر و فیسبوک و فریندفید و سایر مراجع اینترنتی، یا اینکه در نشریات زنجیره ای دولتی، و یا در خبرگزاریهای ارگانی، مأمور مقابله با اندیشه های سبز مردم ایران نموده است.
حکومت باطومی، حتی در عرصه های فکری نیز فقط امکان استفاده از خشونت و سرکوب را دارد و محروم از هر گونه منطق.
ولی حکومت بزودی از این خطای فاحشش بر خود خواهد لرزید. اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر، کانالهای ماهواره ای بدون پارازیت و نشریات و مقالات مخالفین حکومت، با دست و دل بازی در اختیار حقوق بگیران حکومت در حوزه های علمیه و سپاه و بسیج قرار گرفته تا بخیال خودشان این مأموران حکومت، مخالفین و فعالین جنبش را رصد نموده و با آن مقابله نمایند، غافل از اینکه این جنبش سبز است که آرام آرام و با منطق و اندیشه، اکثریت این افراد را جذب نموده و با جنبش آزادیخواهی مردم ایران همراه و همداستان خواهد نمود. در نبرد خیابانی، پیروزی نصیب خشونت ورزان و چماق بدستان و چاقوکشها و اراذل و اوباش حکومتی خواهد بود که در سایه باطوم و گاز اشک آور و کهریزک و اوین به صحنه می آیند. اما در «نبرد اندیشه ها» این جنبش سبز است که پیروز میدان بوده و پیروزی در این نبرد، سرنوشت ساز است.
حکومت بدست خود کانالهای ارتباطی آزادیخواهان با پایوران رژیم را فراهم آورده و جنبش سبز بخوبی دارد از این فرصت طلائی بنفع خود بهره می برد.

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: