|
شما در حال خواندن ...
واحد درسی

مشارکت در عدم گسترش تسلیحات هسته ای

مشارکت در عدم گسترش تسلیحات هسته ای

نوشتۀ جورج پرکوویچ[1] و دیپتی چوبی[2]

جلو گیری از گسترش تسلیحات هسته ای، بیش از هر زمان دیگر به همکاری میان ایالات متحده، روسیه و چین، همچنین دیگر قدرت های نوظهور نیاز دارد. جهت دست یافتن به این همکاری، باید تدابیری برای کنار آمدن با خلع سلاح و عدم گسترش تسلیحات اتخاذ شود. جورج پرکوویچ معاون مطالعات و رییس برنامۀ سیاست هسته ای در بنیاد خیریه کارنگی برای صلح بین الملل است؛ دیپتی چی یوبی معاونت این برنامه را به عهده دارد.

قدرت تخریبی عظیم اولین بمب هسته ای، بسیاری از رهبران جهان را متقاعد به محدود نمودن این قدرت کرد. و پس از آن هدف عدم گسترش تسلیحات هسته ای و جستجوی روشی برای اعمال آن آغاز شد: مجموعه ای از ضوابط، قوانین، نهادها، و اقدامات برای ممانعت از گسترش هم سلاح های هسته ای و هم مواد و طرز ساخت و روش به دست آوردن آن.

پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای (NPT) سال 1968، چنین روشی را ایجاد کرد، اما چالش های امروز موجب به خطر افتادن ثبات و کارایی آن شده است. http://www.un.org/events/npt2005/npttreaty.html

تنها تدبیری که می تواند این همکاری را استحکام بخشیده و امنیت همۀ ما را تأمین کند، تقویت ارتباط میان خلع سلاح حقیقی قدرت های هسته ای و عدم گسترش تسلیحات هسته ای در کشورهای غیرهسته ای است.

ایالات متحده قادر نبود به تنهایی از گسترش سلاح های هسته ای جلوگیری کند. وقتی اتحاد شوروی در سال 1949 صاحب بمب اتمی شد و بقیۀ کشورها هم خود را آمادۀ دنباله روی از این سیاست کردند، عدم گسترش فقط از طریق همکاری امکان پذیر گشت. این کار آسانی نبود. نه تنها کشورهای متخاصم به لحاظ مرزهای جغرافیایی و سیاسی باید با یک دیگر توافق می کردند، بلکه کشورهای دارای تسلیحات هسته ای هم باید با اکثریت کشورهایی که از چنین امکاناتی برخوردار نبودند، کنار می آمدند.

ممکن نبود گروه اول را مجبور به کنار گذاشتن تسلیحات کرد، درست همان طور که امکان نداشت از سایر کشور ها خواست که از حق خود برای برخورداری از آن بگذرند. تنها یک روش مبنی بر توافق متقابل درمورد قوانین عدم گسترش قادر به انجام این کار بود. این قوانین باید قادر به پاسخگویی به منافع کشورهای فاقد تسلیحات و سازش، لااقل سازش موقت، با کشورهایی بود که آن را در اختیار داشتند.

پس از یک سلسله اشتباهات در آغاز کار، ایالات متحده و اتحاد شوروی به مذاکرات چندجانبه ای دست یافتند که آغازگر پیش نویس NPT بود. این دو ابر قدرت در ممانعت از دستیابی سایر کشورها به تسلیحات هسته ای، دارای منافع مشترک بودند. هر کدام هم حمایت از بسیاری کشورهای غیر هسته ای را به عهده داشتند. به طوری که کشورها می توانستند با داشتن اطمینان از پشتیبانی ابر قدرت حامی خود در صورت تهدید از سوی ابر قدرت دیگر، از تهیۀ تسلیحات هسته ای اجتناب کنند.

توافق NPT

NPT در 5 مارس 1970 به مورد اجرا گذاشته شد. این پیمان حاوی مجموعه ای از توافق ها است. کشورهای هسته ای موافقت می کنند در جهت خلع سلاح فعالیت کنند، تسلیحات هسته ای و یا امکان تهیۀ آن را در اختیار کشورهای غیر هسته ای قرار ندهند، و «حق مسلم» کشورهای غیر هسته ای مبنی بر دستیابی به انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز را به رسمیت بشناسند. در مقابل، کشورهای غیر هسته ای متعهد می شوند که به تسلیحات هسته ای دست پیدا نکنند.

بر اساس این پیمان، خلع سلاح و عدم گسترش باید به طور متقابل تقویت کنندۀ یک دیگر باشند. با پیوستن تعداد هر چه بیشتری از کشورها به پیمان عدم گسترش، هر کدام از آن ها باید اطمینان حاصل کند که همسایگان و یا کشورهای متخاصم دست به تولید تسلیحات هسته ای نمی زنند و به همین جهت تصمیم عدم گسترش خود را قاطعانه دنبال کند. کشورهای هسته ای نیز باید احساس کنند که می توانند به تدریج ذخایر خود را کاهش داده و به سوی خلع سلاح کامل گام بردارند.

این روش عدم گسترش، شاید بی نقص نبوده اما موفقیت قابل توجهی داشته است. NPT در زمرۀ فراگیرترین پیمان ها است: تمامی کشورها به استثنای هند، اسراییل، و پاکستان در آن عضویت دارند. کرۀ شمالی به این پیمان پیوست اما از آن کناره گیری کرد و دست به آزمایش های هسته ای زد و تنها کشوری است که علی رغم تعهد خود به  NPT، اقدام به تولید سلاح هسته ای کرده است.

بسیاری از کشورها با پنهان کاری تلاش کرده اند به این تسلیحات دست پیدا کنند. عراق در زمان جنگ 1991-1990 خلیج فارس چنین برنامه ای را دنبال می کرد. لیبی به خاطر واهمه از انزوا و فشارهای خارجی، کوشش های خود را در این جهت در سال 2003 کنار گذاشت و در عوض، به همکاری های بین المللی دست یافت.

تایوان و کرۀ جنوبی کار روی تسلیحات هسته ای را تحت فشار پنهان آمریکا و تضمین امنیت خود از سوی این کشور، کنار گذاشتند. کشورهای بلاروس، قزاقستان و اوکراین در اوایل دهۀ 1990 و زمانی که ایالات متحده و روسیه به کاهش زرادخانۀ هسته ای خود دست زدند و فضایی مناسب برای خلع سلاح هسته ای به وجود آوردند، به NPT پیوستند. آرژانتین و برزیل برنامۀ نوظهور تسلیحات هسته ای را کنار گذاشتند، و آفریقای جنوبی از ذخیرۀ سری تسلیحات هسته ای صرف نظر کرد- که بیشتر به دلایل داخلی کشور بود- اما بدون شک کاهش تسلیحات هسته ای بعد از جنگ سرد نیز قوانینی را پدید آورد که آن ها را به این مسیر وارد کرد.

از سال 2001، روش عدم گسترش، با تهدید تروریسم هسته ای که پیش از این قابل تصور نبود، وفق یافت. طرح های مبتکرانۀ مربوط به خارج کردن فن آوری و سوخت هسته ای از دسترس تروریست ها عبارتند از:

– همکاری دوجانبه میان ایالات متحده و روسیه؛

– تعهدات چند جانبه از سوی کشورهای بزرگ صنعتی گروه هشت؛

– کنوانسیون تروریسم هسته ای؛

– طرح تأمین گسترش امنیت http://www.state.gov/t/isn/c10390.htm

– طرح جهانی مبارزه با تروریسم جهانی http://www.state.gov/t/isn/c18406.htm

– قطعنامۀ 1540 شورای امنیت سازمان ملل که ازکلیۀ اعضای سازمان ملل می خواهد تدابیری علیه گسترش سلاح های کشتار جمعی، راه تحویل آن ها، و مواد مربوط به آن اتخاد کرده و به اجرا درآورند.

http://www.un.org/News/Press/docs/2004/sc8076.doc.htm

خطر همچنان باقی است

علی رغم این موفقیت ها، خطرات واقعی هنوز به جای خود باقی هستند. یکی این ست که رابطۀ متقابل ومستحکم میان خلع سلاح و عدم گسترش ممکن است تضعیف شود. اگر ایران ممنوعیت شورای امنیت سازمان ملل درمورد توانایی ساخت سلاح های اتمی را نادیده بگیرد، و کرۀ شمالی به حفظ تسلیحات هسته ای خود ادامه دهد، احتمال گسترش این سلاح ها در میان همسایگان آن ها بیشتر شده و اعتماد به روش عدم گسترش، کاهش می یابد.

کشورهایی که مانند ایالات متحده، نسبت به کشورهای هسته ای شکاک هستند، این طور استدلال می کنند که نه کاهش تسلیحات هسته ای، و نه تدابیری مانند ممنوعیت آزمایش های هسته ای، نمی توانند کشورهای ناقض قانون مثل ایران را از دستیابی به تسلیحات هسته ای بازدارند. این منتقدان می گویند، کشورهای غیر هسته ای مانند برزیل و آفریقای جنوبی را هم نمی توان از این طریق وادار به همکاری در اجرای مقررات عدم گسترش کرد. با توجه به تاریخ، این دیدگاه بیش از حد بدبینانه است.

http://frwebgate6.access.gpo.gov/cgi-bin/getdoc.cgi?dbname=105_cong_documents&docid=f;td028.pdf

ابزاری برای ایجاد اطمینان وجود دارد. چنانچه همۀ کشورها با پذیرفتن پروتکل الحاقی NPT موافقت کنند، آژانس بین المللی انرژی اتمی ابزار مناسب برای بازرسی و اطمینان ازمنحرف نشدن تأسیسات و مواد هسته ای از اهداف صلح آمیز را در دست خواهد داشت. این مسئله به ویژه درمورد ایران اهمیت زیادی دارد. کشورها می توانند از طریق آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) مقرراتی وضع کنند که از غنی سازی بیشتراورانیوم و بازیافت پلوتونیم که ریسک گسترش را بالا می برد، جلوگیری به عمل آید. اما کشورهای غیرهسته ای اصلی مانند برزیل، آفریقای جنوبی، و مصر، تلاش برای عمومیت یافتن پروتکل الحاقی و تأمین سوخت هسته ای از طریق روش های بین المللی را سد کرده اند، تا اندازه ای به این دلیل که باور ندارند کشورهای هسته ای تثبیت شده، در جهت ایجاد برابری در این زمینه فعالیت های کافی کرده باشند.

موفقیت های گذشته نشان می دهد چگونه باید با این چالش ها روبرو شد. همکاری های مؤثر، در گروی همین موفقیت ها است. اگر قدرت های بزرگ امروز جهان بر سر شیوۀ رسیدگی به فن آوری متغیر و تهدید های تازه توافق نکنند، احتمال گسترش بیشتر می شود.

بحران ایران به روشنی نشان می دهد که همکاری میان ایالات متحده، روسیه، و چین جهت اعمال قدرت مشروع شورای امنیت ضرورت دارد. روسیه و چین کمتر از آمریکا تمایل به پیگیری تحریم ها و سایر راه های اعمال فشار علیه کشورهایی را دارند که از پیمان اطاعت نمی کنند. یکی از استدلال های آن ها این است که آمریکا به دنبال برتری نظامی است. با توجه به این نگرانی ها، همکاری درفرایند کاهش تسلیحات هسته ای آمریکا وروسیه و گفتگوی راهبردی میان دو کشور افزایش یافته و برای اتخاذ موضع در مقابل کشورهای مشکوک به گسترش تسلیحات هسته ای، به توافق دست می یابند. ایالت متحده و چین، در شرف آغاز چنین فرایندی هستند که منجر به همکاری آن ها برای ممانعت از مسابقۀ هسته ای و بی ثباتی در آسیا گردد.

به همین شکل، همکاری میان ایالات متحده، روسیه، و چین برای به اجرا درآوردن خلع سلاح و مذاکره برای ممنوعیت تولید بیشتر مواد شکافتی جهت ساخت تسلیحات هسته ای هم اهمیت دارد.

خلع سلاح، عدم گسترش

ارتباط میان خلع سلاح و عدم گسترش تعیین کننده است. در صورتی که کشورهای هسته ای فعلی ذخایر تسلیحاتی خود را کاهش ندهند، کشورهای غیر هسته ای اصلی احتمالا  در برابرمقررات عدم گسترش مقاومت بیشتری نشان خواهند داد. اگراین تسلیحات وسیلۀ برخورداری از قدرت باشد، قدرت های نوظهور مانند برزیل، مصر، آفریقای جنوبی و ایران ممکن است با ایجاد محدودیت در کسب آن مخالفت کنند. ولو محاسن برخورداری از گسترش هسته ای زیر سؤال باشد ( آیا در صورتی که همسایگان کشور هسته ای احساس ناامنی و تهدید کنند و خود نیز به ایجاد زرادخانۀ هسته ای دست بزنند، این کشور امنیت بیشتری خواهد داشت؟)، عامل رسیدن به عدالت و غرور ملی، به لحاظ سیاسی جذاب هستند.

کاهش چند جانبۀ زرادخانۀ هسته ای، مستلزم پایان دادن به آزمایش های هسته ای و متوقف کردن تولید کلیۀ مواد شکافتی است. انعقاد پیمان هایی برای رسیدن به این اهداف از عملی ترین راه ها برای وارد کردن هند، پاکستان و اسراییل در فرایند خلع سلاح و متعاقبا اجرای روش عدم گسترش است.

تنش در موازنه و تعادل عدم گسترش و خلع سلاح، و عامل سوم، یعنی تجارت انرژی هسته ای موجب می شود پیشرفتی در جلوبردن هیچ کدام از اهداف حاصل نگردد و جهان به امنیت و رفاه دست پیدا نکند. دیگر یک یا دو ابرقدرت نمی توانند مقررات خودشان را بر دیگران تحمیل کنند. تعداد کشورهایی که حالا باید با یک دیگر همکاری کنند- با آغاز از ایالات متحده، روسیه، و چین- به این معنا است که اتخاذ استانداردهای دوگانه نتیجۀ رضایت بخشی ندارد. مادامی که تعداد کمی از کشورها امتیازاتی در اختیار دارند که آن ها را از کشورهای دیگر دریغ می کنند، سایر کشورها به مقاومت ادامه می دهند.

پرزیدنت اوباما به این مشکل اذعان دارد و به این نتیجه رسیده است که کارسازترین راه برای بازداشتن کشورها از استفاده از تسلیحات هسته ای، متوقف کردن گسترش، و تنها راه این کار ایجاد انگیزه در همۀ کشورها برای صرف نظر کردن از تسلیحات هسته ای است، هر قدر هم رسیدن به این هدف طولانی باشد. همان طور که رییس جمهوری در سخنرانی خود در آوریل 2009 در پراگ گفت: برخی استدلال می کنند که گسترش این سلاح ها را نمی توان متوقف کرد، آن را نمی توان کنترل کرد- و سرنوشت ما این است که در جهانی زندگی کنیم که کشور های هرچه بیشتری این ابزار تخریب را اختیار کنند. اعتقاد به جبر، دشمن خطرناکی است. زیرا اگر باور داشته باشیم که گسترش تسلیحات اتمی اجتناب ناپذیر است، به نوعی قبول می کنیم که به کار گرفتن آن ها هم اجتناب ناپذیر است.

اوباما می گوید برای سد کردن راه بر چنین وحشتی، آمریکا متعهد به جستجوی صلح و امنیت در جهانی عاری از تسلیحات اتمی است.

http://www.america.gov/st/texttrans-english/2009/April/20090406115740eaifas0.9701763.html

منبع: IIP

Advertisements

About Wein

آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است میرحسین

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS روز آنلاين

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS گویا

توییتر

Follow WeinGreen on Twitter

آخرین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید

سبز نامه

روشی آسان و سریع برای دسترسی به وب سایت‌های فیلتر شده

سبز پروکسی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: